گسست معرفت‌شناختی پارادایم‌های فلسفی از نظر ریچارد رورتی

نویسندگان

1 استاد‌یار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات

doi
10.22091/pfk.2011.135
چکیده

در این مقاله، نظریه رورتی در مورد پارادایم‌های فلسفی را در دو مرحله بررسی می‌کنیم: ابتدا به توصیف و تحلیل دیدگاه تاریخی‌گرایانه او در مورد مسائل فلسفی می‌پردازیم. در این مرحله، رورتی نشان می‌دهد که تاریخ فلسفه، شامل سه پارادایم متافیزیک، معرفت‌شناسی و فلسفه ذهن است که هر یک از این پارادایم‌ها مسائل مخصوص به خود را دارند. رورتی با کار درمانگری خود به خطای فلاسفه در به کار بردن مسائل فلسفی مخصوص به یک پارادایم در پارادایم دیگر، اشاره می‌کند و به دیدگاه بازنمایی‌گرایانه فلاسفه انتقاد می‌کند. پس از آن، دیدگاه اصلی رورتی در مورد شناخت بررسی می‌شود که نهایتاً رورتی به این نتیجه می‌رسد که مسائل فلسفی به جای حل شدن باید کنار گذاشته شوند. در مرحله دوم بررسی نظریه رورتی به انتقادات مهم، از جمله انتقادات هابرماس و تیلور پرداخته می‌شود. فلاسفه اخیر گسست معرفتی میان پارادایم‌های فلسفی را قبول ندارند. در نتیجه‌گیری، دیدگاه رورتی در مورد پارادایم‌های فلسفی نقد و بررسی می‌شود.