واکاوی پدیده زیست مجردانه در بین دختران (مطالعه موردی دختران شهر تهران)
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور, ایران, تهران
2 عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور
3 دانشگاه پیام نور
4 کارشناس ارشد علوم اجتماعی و رییس گروه ارزیابی و اثربخشی سیاست های حمایتی و توانبخشی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
5 عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور، ایران، تهران
doi
10.22059/jsr.2024.352088.1825چکیده
زیست مجردانه از ویژگیهای عصر حاضر است که در دهه های اخیر در بین جوانان ایرانی از جمله دختران روبه افزایش بوده و بسیاری از معیارهای ازدواج و خانواده را دستخوش تغییر و تحول کرده است. هدف این پژوهش شناسایی علل و زمینه های زیست مجردانه است که با روش کیفی و استفاده از نظریه مبنایی صورت گرفته است. بدین سبب با ۱۵ نفر از دختران مجرد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. از ۵۶۱ کد باز و ۷۱ کد محوری ۱۶ مقوله اصلی با هسته مرکزی زیست مجردانه بر ساخت یک زنانگی متفاوت طی فرآیند کدگذاری داده ها به دست آمد که در قالب مدل پارادایمی پیشنهادی اشتراوس و کوربین قابل بیان است. یافته ها نشان میدهد از جمله عللی که باعث بروز زیست مجردانه دختران میشود بازیابی هویت اجتماعی دگرگونی های ساختاری و تغییر ارزشها در جوامع مدرن تغییر در پارامترهای موثر بر ازدواج و مخاطره آمیز بودن ازدواج است. همچنین ۴ مقوله تحولات فرهنگی اجتماعی نهاد خانواده رفع نابرابری و تبعیض جنسیتی برخورداری زنان از حقوق مدنی برابر و بازنگری ساختارهای کلان اقتصادی و فرهنگی جامعه از بسترهای زمینه ساز گرایش دختران به تک زیستی است. از جمله عوامل مداخله گر یا تسهیل گر پیرامون زیست مجردانه دختران میتوان به ۲ مقوله اصلی گسترش بی اعتمادی در جامعه نسبت به مردان و تغییر در نگرش دختران نسبت به ازدواج در جوامع مدرن اشاره کرد. دختران جوان از ۳ مقوله به عنوان استراتژی و راهبردهای مؤثر در سازگاری با زیست مجردانه بهره میگیرند که شامل سبک زندگی و شیوه گذران اوقات فراغت افزایش توانمندی و تحرک اجتماعی و انجام فعالیتهای بشر دوستانه است. نتایج پیرامون پیامدهای زیست مجردانه دختران تهرانی نیز شامل ۳ کد کاهش سلامت جامعه دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی و کاهش جمعیت و کمک به محیط زیست بود یافته ها و کلیت مدل استخراجی نشان میدهد دختران مجرد نگاه جنسیتی حاکم بر جامعه را به چالش کشیده و گریز از ازدواج و زیست مجردانه را جهت برساخت یک زنانگی متفاوت بر می گزینند.