خیرخواهی و آراستگی اجتماعی؛ دلالتهای نظری و تجربی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری جامعه شناسی(گرایش بررسی مسائل اجتماعی) از دانشگاه تهران
2 استاد گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی
3 استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2025.371927.1943چکیده
خیرخواهی به مثابه امر اجتماعی ریشه در روابط اجتماعی دارد و بیانگر این واقعیت است که انسانها نسبت به زندگی همنوعان خود دغدغه دارند. دغدغهای عمیق که امر اجتماعیِ خیرخواهی و کنشهای دیگرخواهانه را با ارزشهای عامی چون عدالت و نوعدوستی مرتبط میکند و وجود آنها به آراستگی اجتماعی میانجامد. در این نوشتار پژوهشی تلاش شده دلالتهای نظری امر خیر و همراهی آن با دیگر ارزشهای عام اجتماعی در نزد اندیشمندان مهم این حوزه تحلیل شود؛ سپس بر مبنای دادههای تجربی، تحلیل نسبتاً جامعی از وضعیت خیرخواهی ایرانیان نشان داده شود. روش پژوهش مرور نظاممند بخشی از آرای صاحبنظران علوم اجتماعی در باب خیرخواهی و نیز تحلیل ثانویه دادههای حاصل از پیمایشهای جهانی و ملی بوده. یافتههای نظری دلالت بر این ایده دارند که گسترش خیر اجتماعی، میدان تعاملات اجتماعی را تعمیق میبخشد و به تحقق جامعه آراسته که مبتنی بر تعامل و پذیرش متقابل است کمک میکند. تحلیل دادههای تجربی وجود میل به خیرخواهی ایرانیان را با فراز و فرودهایی نشان میدهد لیکن نباید کاهش آن را نادیده گرفت و لذا نیاز به مراقبت جدی و اتخاذ سیاستهای هوشمندانه در ساحتهای گوناگون اجتماعی وجود دارد.با توجه به دادههای تجربی تحلیلشده، از یکسو تلاش در باب ترویج امر خیر از مجرای فرایندهای جامعهپذیری ضرورتی جدی است و از دیگرسو توجه به دیگرخواهیِ عامگرایانه دایره و میدان امر خیر را گستردهتر میکند. نهایتاً اینکه تقویت امر خیر اجتماعی در مقیاس خرد و نیز در قالب کنش جمعی سازمانیافته یعنی تکثیر نهادهای خیریهای و داوطلبانه آراستگی اجتماعی را به دنبال دارد.