تحلیلی از مبانی فلسفی ابنسینا در معاد جسمانی و روحانی
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات دانشگاه اصفهان
doi
10.22091/pfk.2010.143چکیده
مسئله معاد از دیرباز مورد توجه فیلسوفان بوده است. آرزوی دیرینۀ فلسفه، تبیین عقلانی معاد جسمانی بوده و هست. ابنسینا راه اثبات معاد جسمانی را منحصر در شرع میدانست و آن را خارج از توان عقل بشر قلمداد میکرد. در حالی که دست عقل را در اثبات معاد روحانی باز میگذاشت و شرع را در این زمینه، مؤید عقل میدانست. در این مقاله، پس از ذکر دیدگاههای ابنسینا در خصوص معاد، با توجه به آثار مختلف وی، مبانی فلسفی او را در انکار معاد جسمانی تبیین کرده و نشان میدهیم وی با قبول این مبانی، نمیتواند معاد جسمانی را تبیین فلسفی کند و لذا تعبداً آن را میپذیرد. در انتها نیز اصول معاد روحانی ابنسینا را بررسی میکنیم؛ یعنی آنچه که او را ملزم به قبول وجود سعادت و شقاوت برای نفس ناطقه صرف نظر از تعلق آن به جسم میکند.