جایگاه مسئله علوم انسانی در هرمنوتیک گادامر
نویسندگان
1 گروه فلسفه علم و فناوری، پژوهشکده غرب شناسی و علم پژوهی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
2 دانشکده الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 تاریخ و تمدن غرب، غربشناسی و علم پژوهی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.22059/jsr.2024.283098.1409چکیده
جایگاه مسئله علوم انسانی در فلسفه گادامر یکی از امور چالش برانگیز در اندیشه اوست. علوم انسانی یا علوم روحی (Geisteswissenschaften) یکی از اموری است که حضوری جدی در هرمنوتیک فلسفی گادامر دارد؛ مسئله محوری آن است که نسبت فلسفه گادامر و علوم انسانی چیست. آیا هرمنوتیک گادامر در تلاش برای توسعه طرح دیلتای در اتصال حقیقی هرمنوتیک به علوم انسانی ناکام مانده و متناسب با تحولات پسا مدرنیته روشی متکثر، چندفرهنگی و فارغ از مسئله حقیقت برای علوم انسانی تمهید کرده است یا اصولا ارتباط مستقیمی میان هرمنوتیک گادامر و علوم انسانی نیست و آن به کلی متوجه هستی هرمنوتیکی دازاین است. این مقاله با نقد هر دو خوانش فوق نشان میدهد بازیابی معنای بنیادین حقیقت و آنگاه دانش در هرمنوتیک فلسفی گادامر، معنایی بنیادین از علوم انسانی پیش روی ما قرار میدهد و آن را در مقارنت فلسفه عملی یونانی قرار میدهد به نحوی که میتوان آن را محملی برای کشف معنای اجزاء دیگر فلسفه گادامر نیز قرار داد.