تدوین مدل پیشرانهای کارآفرینی سازمانی در شرکت های دانش بنیان
نویسندگان
1 گروه مدیریت و کارآفرینی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
2 گروه مدیریت دولتی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
3 گروه علوم میان رشتهای، دانشکده علوم و فناوریهای راهبردی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 گروه مهندسی صنایع، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.48308/jbmp.2026.241472.1703چکیده
هدف: کارآفرینی سازمانی، رویکردی تحولآفرین است که سازمانها را قادر میسازد تا نوآوری را پرورش دهند، رقابتپذیری را افزایش دهند و ارزش پایدار در محیطهای دانشمحور ایجاد کنند. در زمینه شرکتهای دانشبنیان که به عنوان موتورهای حیاتی برای رشد اقتصادی و پیشرفت فناوری عمل میکنند، کارآفرینی سازمانی به ویژه برای حفظ مزیت رقابتی در بازارهای به سرعت در حال تحول حیاتی میشود. این شرکتها که با اتکا به سرمایه فکری و نوآوری فناوری مشخص میشوند، به محرکهای کارآفرینی تخصصی نیاز دارند که با پویاییهای عملیاتی منحصر به فرد و اهداف استراتژیک آنها همسو باشند. هدف مطالعه حاضر، توسعه یک مدل جامع و مرتبط با زمینه از محرکهای کارآفرینی سازمانی است که به طور خاص متناسب با نیازها و چالشهای شرکتهای دانشبنیان فعال در اقتصادهای نوظهور باشد.روشها: این پژوهش از یک رویکرد کیفی مبتنی بر روششناسی نظریه دادهبنیاد، با پیروی از رویههای کدگذاری نظاممند توسعهیافته توسط استراوس و کوربین، استفاده میکند. نمونه آماری پژوهش حاضر، 29 نفر از خبرگان دانشگاهی و کارشناسان و مدیران (مالکان) شرکتهای دانش بنیان شهر کرمانشاه بود. استراتژی نمونهگیری از تکنیکهای نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی برای اطمینان از گنجاندن موارد غنی از اطلاعات که میتوانند بینش عمیقی در مورد پدیده مورد بررسی ارائه دهند، استفاده کرد. گردآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و پوشش جامعی از تمام مفاهیم و مقولههای مرتبط را تضمین کرد. روایی پژوهش از طریق استراتژیهای اعتبارسنجی چندگانه، از جمله بررسی توسط اعضا، اعتبارسنجی توسط متخصصان و پرسش و پاسخ همتا، تعیین شد. برای ارزیابی قابلیت اطمینان، توافق بین کدگذاران با استفاده از ضریب کاپای کوهن اندازهگیری شد که مقدار قابل توجهی برابر با 87/0 را نشان داد که نشاندهنده قابلیت اطمینان و ثبات قوی در فرآیند کدگذاری است.یافتهها: این تجزیه و تحلیل، یک چارچوب چندبعدی پیچیده از محرکهای کارآفرینی سازمانی را نشان داد که در پنج بعد به هم پیوسته سازماندهی شده است. عوامل علی که محرکهای اساسی آغازگر فعالیتهای کارآفرینی شامل تعهد رهبری استراتژیک که با حمایت فعال مدیریت ارشد و راهنماییهای چشماندازگرا مشخص میشود؛ معماری سازمانی، که شامل ساختارهای انعطافپذیر و فرآیندهای تصمیمگیری غیرمتمرکز است؛ و اکوسیستم دانش، که شامل کانالهای ارتباطی باز و مکانیسمهای اشتراکگذاری دانش سیستماتیک است. عوامل زمینهای: عوامل محیطی شامل پویایی بازار و شرایط محیط کسب و کار؛ زیرساختهای فناوری، از جمله سیستمهای پیشرفته فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ اکوسیستم مالی، شامل منابع مالی قابل دسترس و فرصتهای سرمایهگذاری؛ همکاری دانشگاهی-صنعتی از طریق تعامل با مؤسسات آموزشی و تحقیقاتی؛ و سیاستهای حمایتی دولت و چارچوبهای نظارتی. عوامل مداخلهگر: تأثیرات واسطهای شامل عناصر فرهنگ سازمانی مانند فضای نوآوری و تحمل ریسک؛ ویژگیهای ساختاری شامل سلسله مراتب و مکانیسمهای هماهنگی؛ سبکهای رهبری و رویکردهای مدیریتی؛ پیکربندی منابع شامل داراییهای انسانی، مالی و فناوری؛ و استراتژیهای تعامل با ذینفعان است. راهبردها: رویکردهای پیادهسازی شامل جهتگیری راهبردی از طریق استراتژی کسب و کار و موقعیتیابی رقابتی؛ سیستمهای مدیریت دانش تسهیلکننده یادگیری سازمانی و توسعه قابلیتها؛ و ساختارهای انگیزشی شامل نظام پاداش و تشویق جامع همسو با نتایج کارآفرینی است. پیامدها: جلوههای حاصل شامل تحول فرهنگی به سمت ذهنیت و رفتارهای کارآفرینانه؛ توسعه سرمایه انسانی از طریق توانمندسازی کارکنان و آموزش مداوم؛ مدیریت نوآوری از طریق اولویتبندی پروژه؛ و همافزایی مشارکتی از طریق ادغام بین بخشی و توسعه مشارکت است. نتیجهگیری: مدل پیشنهادی یک مدل جامع ارائه میدهد که تعامل پیچیده عوامل محرک کارآفرینی سازمانی در شرکتهای دانشبنیان را در بر میگیرد. این پژوهش با ارائه یک رویکرد ساختاریافته برای پرورش قابلیتهای کارآفرینی در سازمانهای دانشبنیان، به طور قابل توجهی به درک نظری و اجرای عملی کمک میکند. این مدل بر اهمیت توجه همزمان به تمام ابعاد شناسایی شده تأکید میکند و نشان میدهد که اجرای موفق کارآفرینی سازمانی نیازمند هماهنگی راهبردی در سطوح و کارکردهای مختلف سازمانی است. برای متخصصان، این پژوهش بینشهای عملی برای طراحی راهبردهای مداخله و برنامههای توسعه ارائه میدهد، در حالی که برای پژوهشگران، پایهای برای اعتبارسنجی تجربی بیشتر و اصلاح نظری در محیطهای مختلف فراهم میکند