تخمین دز جذبی ترکیب نشاندار 99mTc-MAX در انسان بر اساس داده‌های پراکنش زیستی موش balb/c به روش MIRD

نویسندگان

1 گروه پرتو پزشکی، مهندسی هسته‌ای، شهید بهشتی، تهران- ایران

2 پژوهشکده کاربرد پرتوها، پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، کد پستی: 3486-11365، تهران- ایران

3 پژوهشکده کاربرد پرتوها، پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، کد پستی: 3486-11365، تهران- ایران

4 گروه پرتو پزشکی، مهندسی هسته‌ای، شهید بهشتی، تهران- ایران

5 پژوهشکده کاربرد پرتوها، پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، کد پستی: 3486-11365، تهران- ایران

doi
10.22052/rsm.2022.112478
چکیده

برخورد پرتوهای یونیزان با سیستم­های بیولوژیک باعث وقوع یونیزاسیون و تحریک اتم ­ها و مولکول­ ها شده و محصولاتی غیر طبیعی و مضر در محیط بیولوژیک بوجود می ­آورند. تخمین دز جذبی در ارزیابی پیامدهای پزشکی و بیولوژیکی مرتبط با تابش یونیزه کننده حاصل از تجویز رادیوداروها از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. بنابراین هدف از این پژوهش ارزیابی میزان دز جذبی اندام ­های بدن انسان حاصل از ترکیب نوین نشان دار 99mTc-MAX بر اساس مطالعات توزیع زیستی موش­های balb/c می ­باشد. لیگاند طراحی شده با خاصیت شلاته­ کنندگی از طریق واکنش بین دو ماده­ی کلرواستامید (Chloroacetamide) و زانتات (Xanthate) با نسبت­ های مولی معین سنتز شد. سپس فرآیند نشان دار سازی آن با 99mTc و با خلوص رادیوشیمیایی 93% در محیط آزمایشگاه و90% در حضور سرم خون انسانی با موفقیت صورت گرفت. پس از آن پراکنش زیستی کمپلکس نشان دار در موش­های balb/c تا 24 ساعت پس از تزریق مورد بررسی قرار گرفت. به منظور برآورد میزان دز جذب شده در اندام­های بدن انسان، روش MIRD به کاربرده شد. نتایج بیان گر بیشترین میزان دز جذب شده کمپلکس مذکور در کبد و با 0.0011mGy/MBq می­باشد. 99mTc-MAX با توجه به جذب قابل توجه کبدی و همچنین تجمع مناسب آن در سیستم رتیکلواندوتلیال، می ­تواند به عنوان یک عامل تصویربرداری بالقوه موثر واقع شود.