رویکردهای جدید به نظریه رشد: درس‌هایی برای تحقیقات آینده در مدیریت کسب‌وکار

نویسندگان

1 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی. تهران، ایران

doi
10.48308/jbmp.2025.242162.1715
چکیده

جایزه نوبل علوم اقتصادی سال ۲۰۲۵ به سه اقتصاددان برجسته—فیلیپ آگیون، پیتر هویت و جوئل موکیر—برای تحقیقات پیشگامانه‌شان در تبیین چگونگی پیشبرد رشد اقتصادی پایدار توسط نوآوری اعطا شد. کارهای جمعی آن‌ها نه‌تنها نظریه اقتصاد کلان را بازسازی کرده، بلکه بینش‌های عمیقی را برای مدیریت کسب‌وکار ارائه می‌دهد و جهت‌گیری‌های کلیدی را برای تحقیقات آینده در این حوزه برجسته می‌کند.ترکیب و پیامدها: تحلیل تاریخی و نهادی جوئل موکیر توضیح می‌دهد که چرا نهادهای قوی و چارچوب‌های فرهنگی برای برانگیختن رشد نوآورانه ضروری هستند. در همین حال، مدل‌های نظری آگیون و هویت مشخص می‌کنند که چگونه نوآوری در اقتصادهای بازار از طریق چرخه‌های مداوم تخریب خلاق، که در آن فناوری‌های جدید جایگزین فناوری‌های منسوخ می‌شوند، پایدار می‌ماند (Nobel Prize Committee, 2025; NBER, 2025). این امر بر نقش حیاتی نوآوری به‌عنوان محرک تکامل شرکت و صنعت تأکید می‌کند و به روش‌های استراتژیک کسب‌وکار برای پرورش نوآوری مداوم و مدیریت پویایی‌های رقابتی اشاره دارد.تأکید پیتر هویت بر سرمایه انسانی، نیاز حیاتی شرکت‌ها به سرمایه‌گذاری در مهارت‌های نیروی کار متناسب با تقاضاهای فناوری در حال تحول را برجسته می‌کند. این بینش مستقیماً به مدیریت استراتژیک منابع انسانی و توسعه قابلیت‌های سازمانی مرتبط است و بر این نکته تأکید دارد که سرمایه‌گذاری‌های فناوری باید با توسعه استعدادها و ساختارهای سازمانی سازگار تکمیل شوند.علاوه بر این، کار موکیر به مدیران یادآوری می‌کند که باید زمینه‌های نهادی گسترده‌تری—قوانین، مقررات، حقوق مالکیت فکری و هنجارهای اجتماعی-فرهنگی—را که انگیزه‌های نوآوری و پتانسیل کارآفرینی را شکل می‌دهند، در نظر بگیرند. بنابراین، رهبری هوشمندانه و دوراندیشی استراتژیک باید شامل تأثیرگذاری و سازگاری با این محیط‌های اقتصاد کلان و نهادی باشد.پیشنهادات برای تحقیقات مدیریت بازرگانی : با الهام از این مشارکت‌های برجسته، حوزه های پژوهشی زیر می توانند مورد توجه قرار گیرند:1. بررسی استراتژی‌های مدیریتی برای هدایت و بهره‌برداری از تخریب خلاق، به‌ویژه در نوآوری‌های بنیادین و ایجاد بازارهای جدید.2. تحقیق در تقاطع فناوری، توسعه مهارت‌ها و سازگاری سازمانی در چشم‌اندازهای فناوری در حال تحول مانند هوش مصنوعی و دیجیتالی‌سازی.3. تحلیل تأثیر اقتصاد نهادی بر استراتژی‌های شرکت، سیاست‌های عمومی و سیستم‌های نوآوری.4. به‌کارگیری روش‌های ترکیبی، شامل تحلیل‌های کمّی در سطح شرکت همراه با رویکردهای تاریخی و کیفی، برای غنی‌سازی درک فرآیندهای نوآوری.یکپارچه‌سازی این بینش‌ها از نظریه رشد اقتصادی با تحقیقات کاربردی مدیریت کسب‌وکار، نویدبخش ارتقای دقت علمی و ارتباط مدیریتی است و سازمان‌ها را در هدایت اقتصادهای پیچیده و نوآوری‌محور راهنمایی می‌کند.