خیّام از نیشابور تا روم (جایگاه خیام در ادبیات دیوانی ترک و ترجمه‌های ترکی رباعیات)

نویسندگان

1 استادیار فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تهران، ایران

doi
10.22067/jls.2023.78506.1349
چکیده

شهرت حکیم عمر خیام نیشابوری (440- 517ق) در منابع کهن بیشتر در مقام فیلسوف، حکیم، طبیب، عالم جبر و هندسه، ریاضی‌دان و منجمی پُرآوازه مطرح بود. اگرچه در برخی منابع سدۀ ششم تا هشتم هجری رباعیاتی از خیام به عربی و فارسی نقل شده، اما آوازۀ او در مقام شاعری رباعی‌گوی از اوایل سدۀ 19م/ 13ق با ترجمۀ فیتزجرالد انگلیسی آغاز می‌شود و به دنبال آن موجی از ستایش و استقبال از شعر و اندیشۀ خیام در ایران و جهان غرب به راه می‌افتد. سرزمین آناطولی (ترکیۀ امروزی) نیز از این موج بی‌نصیب نمی‌ماند. بیشتر شاعران ترک‌زبانی که از دورۀ سلجوقی و به­ویژه عثمانی شیفتۀ زبان و ادب فارسی بودند و نیز شماری از ادیبان و شاعران نوگرای عصر جمهوری، متأثر از رباعیات و اندیشۀ خیام، افزون بر ستایش او، به شیوۀ خیام رباعی سرودند و یا رباعیات او را ترجمه کردند و بر آن شرح نوشتند. در این جستار حضور خیام و تأثیر رباعیات او در حوزۀ آناطولی در سه بخش بررسی می‌شود: خیام و شاعران عثمانی؛ ترجمۀ رباعیات خیام به زبان ترکی از آغاز تا کنون با تکیه بر ترجمۀ حسین دانش و رضا توفیق؛ خیام از نگاه برخی منتقدان ترک.