خصوصی سازی پیشرونده: تحلیل فرایندهای سیاستگذاری آموزش عمومی در ایران
نویسندگان
1 دانش آموخته توسعه و سیاستگذاری اجتماعی، دانشکدۀ علوماجتماعی دانشگاه تهران، ایران.
2 استادیار گروه توسعه و سیاستگذاری اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ایران
3 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ایران.
4 دانشیار گروه توسعه و سیاستگذاری اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22059/jsr.2024.354318.1835چکیده
خصوصیسازی آموزش عمومی مسیری است که نهاد آموزش در بسیاری کشورهای جهان بهسوی آن حرکت کرده است؛ اما در هر کشور، منطقه و زمان متفاوت، متأثر از بافتار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر سپهر سیاستگذاری، فرایند، نوع خصوصیسازی و پیامدهای آن متفاوت بوده است. در این مقاله، با مبنا قرار دادن تعریفی فراگیر از مفهوم خصوصیسازی آموزش، سازو کارهای تحولی سیاستگذاری آموزش را در دورههای مختلف تاریخ آموزشوپرورش ایران تحلیل کرده و کنشگران مؤثر در دگرگونی، انتخاب و پایداری سیاست ها را شناسایی کردهایم. روش شناسی این پژوهش کیفی بوده و تکنیک گردآوری و تحلیل داده ها، تحلیل تماتیک اسناد سیاستی است که توسط مجموعهای دادهکاوی های مرتبط پشتیبانی می شود. مطالعات این مقاله نشان میدهد که به جز یک دورۀ کوتاه غلبۀ دولتیسازی و سرمایه گذاری عمومی بر حوزۀ آموزش( ۱۳۵۲-۱۳۶۸)، در سایر دورهها رویکرد غالب سیاستگذاری آموزش، خصوصیسازی در اشکال مختلف آن بوده است. دهۀ چهل، نخستین دهه ایست که در آن میتوان از تلاش هدفمند دولت برای خصوصی سازی از بیرون(تقویت مدارس غیردولتی) سخن گفت، سپس از دهۀ ۷۰ بدین سو، شاهد ظهور اشکالی از خصوصیسازی هستیم که به شبهبازاری شدن و خصوصیسازی از درون در نهاد آموزش انجامیده است.