تفسیر هایدگر از آزادی در فلسفه کانت
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان
2 عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان.
doi
10.22091/pfk.2010.161چکیده
در این مقاله میکوشیم جایگاه آزادی اصیل را، بنا بر تفسیر هایدگر، در تفکر کانت نشان دهیم. به نظر هایدگر فراروی و استعلای آدمی، اساس آزادی است. انسان به سبب نسبت خاصی که با هستی دارد میتواند از سطح موجودات به سوی خود وجود فرا رود و خود را از روزمرگی و موجودبینی آزاد سازد. به نظر هایدگر، کانت به این حقیقت که ذات آدمی در استعلاییبودن و فراروی اوست، گرچه شاید به نحوی مبهم، متفطن گردیده و آن را اساس نقد خویش در هر سه ساحت نظر، عمل، و مواجهه با زیبایی قرار داده است. در نقد اول آزادی در ساحت شناخت بدین نحو آشکار میشود که شناخت مستلزم یافتِ پیشمفهومی از موجودات است. در اخلاق، آزادی در تبعیت از قانون و خودانگیختگی اراده ظهور میکند. ولی در ساحت مواجهه با امر زیبا آزادی محدود به هیچ قید و شرطی نیست و به عبارت دیگر از قید، مفاهیم، غایت، تملّک و قوانینِ از پیش تعیینشده رهاست. بنابراین، آزادی در ساحت هنر، آزادی اصیل است؛ پس آنتولوژیِ (هستیشناسی) تقدیر و مواجهه با زیبایی برای نقد اول و دوم و سوم، اساسی است؛ چراکه هنر و مواجهه با امر زیبا به طور کامل، به واسطه مشارکت لذتبخش در هماهنگی، اساس عقل نظری و عملی و قوه حکم را آشکار میکند.