شناسایی عوامل تحقق قابلیت دوسوتوانی سازمانی از منظر خردبنیانها با رویکرد فراترکیب
نویسندگان
1 گروه کسب و کار، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران
2 گروه کسب و کار، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران
doi
10.48308/jbmp.2025.241699.1706چکیده
اهداف: دوسوتوانی در شرایط پیچیده و رقابتهای جهانی عصر حاضر به عنوان قابلیتی مؤثر برای سازمانها به شمار میرود. تحقق این قابلیت در گرو شناسایی عوامل و بنیانهای آن است. پس از پژوهشهای فراوان در حوزه کلانبنیانهای دوسوتوانی سازمانی و شناخت اهمیت خردبنیانهای آن، پژوهشگران بسیاری با تمرکز بر این حوزه دانشی، به تأثیر بیشتر و اهمیت بالاتر عوامل دوسوتوانی از دیدگاه خرد پی بردند. به همین علت در سالهای اخیر، تعداد پژوهشهای این حوزه روندی رو به رشد و صعودی داشته است. از طرفی عدم وجود دیدگاهی جامع و کلنگر برای تجمیع دادههای موجود در این حوزه، یکی از خلأهای علمی شناخته شد. با توجه به نیاز به دیدگاهی کاربردی و یاریگر برای شناخت و انتخاب خردبنیانهای دوسوتوانی مناسب برای سازمانهای مورد نظر، ضرورت انجام پژوهشی در این حوزه احساس شد. این مهم با انجام تحقیقی با استفاده از روش فراترکیب صورت گرفت. سعی در جمعآوری جامع و کامل دادهها و ترکیب آنها در قالب مدلی کاربردی از ویژگیهای مهم این تحقیق است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ روش، کیفی و بر اساس رویکرد فراترکیب صورت گرفتهاست. این روش با استفاده از مدل سندلوسکی و باروسو با طی مراحل هفتگانه شامل: تنظیم پرسش پژوهش، بررسی نظاممند متون، جستوجو و انتخاب مقالههای مناسب، استخراج داده از مقالات، تجزیه و تحلیل و ترکیب دادههای کیفی، کنترل کیفیت و ارائۀ یافتهها صورت پذیرفت. تمامی پژوهشهای پیشین در حوزه خردبنیانهای دوسوتوانی در طی سالهای 1990 تا مارس 2025 که در نشریههای معتر علمی چاپ شده بودند، مرور شدند.پس از طی غربال بر اساس ارتباط عنوان، چکیده و محتوا، نهایتاً 87 مقاله به عنوان جامعه مورد پژوهش انتخاب گردید. با استفاده از روش تحلیل مضمون، خردبنیانهای دوسوتوانی موجود در این مقالات احصا گشت. در این فرآیند هر پژوهشگر، دادههای استخراجشده از مقالات را بهصورت مستقل مرور و مفاهیم اولیه را شناسایی نمود. سپس کدهای مشابه در جلسات مشترک بررسی و با اجماع در قالب مضامین پایه ترکیب شدند. تکرار این فرایند منجر به پالایش نهایی کدها و ایجاد مضامین سازماندهنده و فراگیر شد. پس از کنترل نهایی با استفاده از شاخص کاپا، مدل نهایی شامل مضامین سازماندهنده و مضامین فراگیر آماده شد.یافتهها: تعداد 124 عدد مضامین پایه که نشاندهنده خردبنیانهای دوسوتوانی بودند از پژوهشهای منتخب استخراج شد. در مرحلۀ بعدی، با استفاده از این مضامین و قرابت مفاهیم آنها به یکدیگر، 9 مضمون سازماندهنده تعریف گردید. در مرحلۀ نهایی نیز 4 مضمون فراگیر که نشانگر 4 بعد از خردبنیانهای دوسوتوانی هستند، دستهبندی شدند. این دستهبندی بر اساس ویژگیهای جامع و مانع بودن و کاربردی بودن صورت گرفت که شامل موارد زیر هستند: 1. خردبنیانهای ابزاری، 2. خردبنیانهای بالادستی، 3. خردبنیانهای بسترساز و 4. خردبنیانهای تعاملینتیجهگیری: در این پژوهش مؤلفههای خردبنیان دوسوتوانی در دستههایی شامل مهارتها، نقش، وظایف، دانش، رهبری سازمان، کارویژۀ مدیران، ساختار ، فرهنگ و تعاملات بیرونی قرار گرفتند. شناخت و درک این عوامل و زیرمجموعههای آنها در ایجاد قابلیت دوسوتوانی در سازمان لازم و ضروری است. سازمانها متناسب با ویژگیها و شرایط خود باید از خردبنیانهایی که دارای تأثیر لازم برای محیطشان است استفاده نمایند. لذا دستهبندی صورت گرفته نیز با ویژگی کاربردیسازی آن صورت گرفته است. چراکه علاوه بر نیاز به ایجاد تغییراتی در بالادست سازمان و فراهم نمودن عوامل زمینهساز و تعاملات بیرونی سازمان و افراد آن، ابزارهای ایجاد دوسوتوانی نیز همگی از بنیانها و عوامل خردی هستند که برای تحقق دوسوتوانی لازم شمرده شدهاند.