دانش همیشه قدرت نیست! تحلیل جامعه شناختی سلطه گفتمان روانشناسی گرایی در ایران
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی، گروه علم و فناوری، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی
doi
10.22059/jsr.2023.348736.1797چکیده
مقدمه: توجه فزاینده حاکمیت در ایران به گفتمان فردمحور و اصناف معرفت آن سبب نفوذ آرام و فزایندة نظریهها، روششناسی و رویکردهای فردمحور، به ویژه روانشناسیگری در تبیینها و تحلیلهای اجتماعی شده و این از مظاهر و مصادیق رابطة امپریالیستی میان گفتمان فردگرا و جامعهشناسی است.هدف: این مقاله در پی مطالعه و واکاوی این امپریالیسم و برملا کردن ابعاد مختلف آن است. مقاله پیشرو براساس روش- نظریه تبارشناسی انجام شده است. براساس فرض این تحقیق و شواهد تجربی و تاریخی مورد استناد، مکتب نامینالیسم و مدعاهای هستیشناختی و معرفت شناختیاش به مثابه بخش قابلتوجهی از قواعد و بنیانهای روانشناسی عمل میکند.یافتهها: یافتهها نشان میدهد گفتمان فردمحور و ذرهنگر از طریق روانشناسی، به عنوان یکی از اصناف معرفت آن، به صورت فزایندهای در جامعه ایران سربرآورده و رشد کرده است. نامینالیسم هم به مثابه بنیان هستیشناختی و معرفتشناختی این گفتمان نقش مهمی در تئوریزه کردن اهداف و رویههای موجود داشته است. نتیجه این وضعیت هم چیزی نیست جز فربه شدن امر فردی و تکیدگی و بیاعتبار شدن امر جمعی، هم در تحلیل واقعیت و هم در ساخت آن. در این میان نباید و نمیتوان از همراهی و همدستی قدرت و دانش برای ظهور، پاگرفتن و پایدار شدن این وضعیت غافل بود.