ساحت دینی در اندیشه مارتین هایدگر
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تهران
doi
10.22091/pfk.2009.170چکیده
پرسش از "ساحت دینی" در اندیشه هایدگر از ماندگارترین پرسشهایی است که به رابطه میان دین، الاهیات و فلسفه در زندگی و اندیشه وی میپردازد. بحث های هایدگر راجع به ایدهها و شخصیتهای دینی و همچنین اشارات خود او راجع به اهمیت این ایدهها و شخصیتها در شکلگیری پروژه فلسفی وی، بیانگر نقش دین به طور کلی، و الاهیات مسیحی، به نحو خاص، در اندیشه و زندگی اوست. هرچند تفکر هایدگر سرچشمههای متعددی دارد، اما الاهیات مسیحی و عرفان تأثیری پایدار بر آن داشته است. مبنای هایدگر در تحلیل وجود، با مبنای متفکران مسیحی مانند آوگوستین، اکهارت، لوتر، و کیرکگور مشترک است. هایدگر با استفاده از روش پدیدارشناسی به بررسی زندگی اصیل پرداخته و معتقد است این زندگی در یک روش دینی قابل تجربه است و چنین تجربهای را میتوان در مسیحیت اولیه یافت. اگرچه تجربه دینی تنها تجربه مورد علاقه او نیست؛ با این حال، او دین را یک امکانِ اساسیِ زندگی انسانی و کاملاً متفاوت با فلسفه میداند. هر چند هایدگر از اظهارنظر صریح در باره حقیقت خداوند سکوت کرده و هستی را با تلقی دینی و مابعدالطبیعی ازخدا یکی نمیشمارد، اما اوصافی از هستی ارائه میدهد که معمولاً برای خدا به کار رفته است. بسیاری از سخنانی که هایدگر درباره هستی میگوید یادآور الاهیات سلبی است. دیدگاه او را میتوان کوششی برای پروردن ایمان در دنیای معاصر، خارج از اشکال سنتی اعتقاد، به شمار آورد.