رابطه دینداری و مزاحمت برای زنان: تحلیل سیستمیک از مزاحمت برای زنان در شهرهای ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور
2 گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22059/jsr.2023.314457.1596چکیده
یکی از اشکال خشونت علیه زنان که توسط افراد غریبه، در بیرون از محیط خانواده و در مکانهای عمومی رخ میدهد، مزاحمت برای زنان است. بخش اعظم تحقیقات انجامشده داخلی در حوزه خشونت علیه زنان، به خشونتهای خانگی اعمالشده توسط شوهران پرداختهاند و به موضوع مزاحمتهای خیابانی و جنسی، توجه کمتری شده است. نظر به شیوع مزاحمتهای خیابانی در برخی شهرهای کشور و آمار گسترده این پدیده در گزارشهای محققان (و تا حدودی بزرگنمایی آن) و نبود تحقیقی در سطح سیستمیک (کلان) در شهرهای ایران، هدف از انجام این پژوهش، مطالعه رابطه بین میزان مزاحمتهای خیابانی با میزان دینداری و نوع مذهب در شهرهای کشور است. روش تحقیق روش تطبیقی درون کشوری است و از دادههای پیمایش ملی وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی جامعه ایران که در 426 انجام یافته است، بهره برده است. تحقیق نشان داد:چهار شاخص میزان اقامه نماز، میزان باور به حضور خداوند، میزان داشتن مرجع تقلید و ناهمنوایی در شهرها بر میزان مزاحمت برای زنان اثرگذار هستند و همگی آنها تاثیر معکوسی بر مزاحمت دارند.برخورد با ناهمنوایی اجتماعی بر میزان مزاحمت برای زنان تاثیر کاهنده دارد.میانگین میزان مزاحمت برای زنان در شهرهای سنینشین بالاتر از شهرهای شیعهنشین است.تاثیر هویت ایرانی و اسلامی در شهرهای کشور بر میزان مزاحمت برای زنان کاهنده و تأثیر هویت غربی بر میزان مزاحمت برای زنان افزاینده است.با افزایش میزان مزاحمت برای زنان در شهرها، عضویت در گروههای مذهبی (انجمن اسلامی، بسیج و هیئتهای مذهبی) بیشتر میگردد.