تحلیل و بررسی جامعه شناختی خاستگاه های سیاسی متقدم و متأخر تکوین داعش

نویسندگان

1 استاد دانشگاه

2 استاد دانشگاه

3 دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsr.2023.349753.1809
چکیده

تکوینِ سازمان تروریستی داعش به عنوانِ شاخه‌ای متأخر و در عین حال متشدد از جریانِ بنیادگرایی سلفی- جهادی، علاوه بر سویه‌های ایدئولوژکی، فقهی و الهیاتی، مرهونِ بسترها و خاستگاه‌هایِ سیاسیِ متقدم و متأخری است که به طور خاص از دهه‌هایِ ابتداییِ قرنِ بیستم آغازید و با شروع قرن بیست و یکم وسعت و ژرفای فزونتری یافت. هدف اصلی این مقاله نیز پرداختن به «مهم‌ترین خاستگاه‌هایِ سیاسیِ متقدم و متأخر» تشکیلِ داعش با رویکردی جامعه‌شناختی است. در مسیر تحقیق سعی شده که با روشِ تحقیقِ توصیفی، تاریخی و تحلیلی و اسنادی- کتابخانه‌ای و همچنین بهره‌گیریِ ترکیبی از نظریه‌‌هایِ «اقتدار نابرابر» و «مذهب علیه مذهب»، به تجمیع و تحلیل یافته‌ها پرداخته شود. در بدنه‌ی اصلی و استنتاج غایی نیز سعی شده که نقش مهم‌ترین خاستگاه‌های سیاسی متقدم و متأخر در ظهور داعش تحلیل شود؛ خاستگاه‌هایی که در بادیِ امر (و در پیِ جنگ بین الملل اول)، با بر هم زدن توازن قوا و تشدید بی سابقه‌ی توزیع نابرابر اقتدار بین دین اسلام و و ادیانِ محورِ استعماریِ غربی-شرقی و تضاد و تعارضِ انبعاث یافته از بطن آن، به نحوی واکنشی به تکوین و تطور جنبش‌هایِ بنیادگرایِ سلفیِ مدرن (به عنوانِ محملی برای تکوین داعش) انجامید و در وهله‌ی ثانی (از سال‌های آغازین قرن بیستم) و با دخالت قدرت‌های خارجی با تبدیل اقتدار نابرابرِ مذکور به اقتدار نابرابرِ داعش و سایر فرق اسلامی (به طور عام) و داعش و تشیّع (به طور خاص) و تشدید جنگ مذهب علیه مذهب، به تکوین و تقویت این سازمان و توسعه‌ی آن کمک شایانی کرد.