تجربه زنان در محیط کار پس از ارتقای شغلی (مورد مطالعه: زنان مدیر میانی در شرکتهای زیر مجموعه وزارت صنعت، معدن و تجارت پراکنده در کل کشور با استفاده از رویکرد کیفی)
نویسندگان
1 .دانشجوی دکتری گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاداسلامی واحد دهاقان، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاداسلامی واحد دهاقان، اصفهان، ایران
3 استادیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاداسلامی واحد دهاقان، اصفهان، ایران
doi
10.22059/jsr.2023.342920.1765چکیده
نقطه آغاز این مقاله بررسی دنیایی است که زنان پس از کسب سمتهای مدیریتی آن را تجربه میکنند. در واقع باید گفت همان عواملی که باعث دور بودن زنان از سمتهای مدیریتی میشود، بعد از مدیر شدن زنان و دستیابی آنان به سمتهای مدیریتی از بین نمیروند، بلکه نوع اثرشان تغییر شکل پیدا میکند. احکام قالبی و سوگیری جنسی و جامعه-پذیری متفاوت زنان و مردان از بدو تولد، و به تبع آن نقشهای متفاوت زنان و مردان در جامعه و تعاریف متفاوتی که از این نقشها وجود دارد، آزار جنسی و خرده ستمگری جنسی نسبت به زنان و نابرابری قدرت بین دو جنس زن و مرد هم در جامعه و هم در خانواده، همه این عوامل پس از ارتقا نیز برای زنان به اشکالی جدید ولی شاید کمی نامحسوستر اما ادامه مییابد. در همین راستا در این مقاله تلاش شده تا روایت دقیقی از تجربههای زنان پس از ارتقا به دست آید. برای رسیدن به این مطلوب با 15 نفر از زنان مدیر میانی در بخشهای مختلف سازمانهای تولیدی زیر مجموعه وزارت صمت با استفاده از رویکرد کیفی و تکنیک مصاحبه عمیق مصاحبه انجام شد و تجربههای این زنان با نگاهی به نظریات جامعهپذیری، نابرابری جنسی، آزار جنسی و قدرت مقولهبندی و تحلیل شد. از این رهگذر 7 مضمون اصلی به عنوان مضامین مشترک یافت شده در بین صحبتهای مصاحبه شوندهها مقولهبندی شد: ناهماهنگی و تعارض بین انتظارات نقشهای جنسیتی و شغلی، تبعیض جنسی، داغ ننگ، ناامنی شغلی، وجود تمایل سازمان به حفظ نابرابری قدرت، تک افتادگی و آزار جنسی.