مطالعه انتقادی استارتاپ اسنپ با تاکید بر دو مقوله کار انعطاف پذیر و ماده زدایی عصر اقتصاد دیجیتال
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد انسانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استادیار گروه انسانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jsr.2023.359653.1855چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نسبت دو ادعای مهم اقتصاد عصر دیجیتال یعنی "کار انعطاف پذیر" و "ماده زدایی" با موقعیت گستردهترین بخش از کسب و کار مجموعه اسنپ، یعنی اسنپ خودرو و نیروی انسانی پیش برندهی به عنوان کاربر راننده است . در راستای نیل به این مهم، با بررسی گستردهی مقولهی کار انعطافپذیر بعنوان یکی از مدعیات جهان شمول در بستر اقتصاد دیجیتال، تلاش شده است تا بازنمایی عینی نقش این مختصات نوپدید از موقعیت حقوقی کار رانندگان در مجموعه اسنپ شناسایی شود تا امکان فهم و توصیف کنش های برآمده از آن مقدور گردد. ابتدا بستر تاریخی که در آن بواسطهی گسترش نظام دانش، شرایط تغییر رویکردهای کلان اقتصادی برای ورود به اقتصاد دیجیتال در ایران کنونی ممکن شد به اختصار عنوان شده است. سپس دیگر مدعای جهان شمول اقتصاد دیجیتال یعنی مادهزدایی، در بستر سرویس حمل و نقل اسنپ برای فهم گستردگی ابعاد این سرویس ارزیابی شده است. پس از تحلیل انتقادی گفتمانِ طبیعی سازِ نقشِ فناوری در این سرویس حمل و نقل پلتفرم محور، ادعای کار انعطافپذیر را مورد بازنگری قرار داده و سپس مقولات نظری مطرح حول کار انعطافپذیر را از نگرشهای متضاد بررسی کردیم و در نهایت با رویکردی زبانشناسانه جهت نگرش انتقادی را معطوف به چارچوب حقوقیای که امکان هژمونی کار انعطافپذیر در بستر آن محقق شده را به تفصیل شرح دادهایم. در نهایت لایههای پنهان گفتمان انعطافپذیری یا کنشهای متبادر از آن در خصوص نیروی کار موسوم به کاربر راننده را ذیل مسائلِ نیازمندِ دقت و حساسیت پژوهش علمی عنوان ساخته-ایم.