دکارت و نردبان معکوس همسخنیهای فلسفه دکارت و اومانیسم رنسانس
نویسندگان
1 پژوهشگر دانشگاه مفید
doi
10.22091/pfk.2009.194چکیده
بیتردید رنه دکارت، فیلسوف فرانسوی، یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین چهرهها نه تنها در فرایند سیر تاریخی فلسفه غرب، که بر تمدن دوران جدید آن دیار است. از این رو، فهم فلسفه و تمدن نوین غرب بدون شناخت اندیشمندی چون او کامل نخواهد بود. از طرف دیگر، رنسانس نیز دوره نضج گرفتن مدرنیته غربی است و گوهر آن نیز انسانگرایی یا اومانیسم است. در این دوره، نردبانی که در سدههای میانه، رو به «آسمان» بود معکوس شد و بر «زمین» گذاشته شد. بررسی اندیشه دکارت و اومانیسم دوره رنسانس نشان دهنده وجود همخوانیها و هم سخنیهایی بین این دو است. انگاره نوشتار حاضر آن است که گرچه دکارت خود را یک اومانیست نمیدانست ولی در فلسفه او جنبههای اومانیستیای هست که ریشه در اومانیسم رنسانس دارد و در اموری چون سوبجکتیویسم دکارتی، تردید در حجیت قدما، اصالت عقل، توجه به تفسیر ریاضی و مکانیکی جهان خود را نشان میدهد. در نوشتار حاضر برای تبیین هر چه بهتر بحث، پس از اشاره به مفهوم، اهمیت و شاخصههای رنسانس و اومانیسم آن، این همسخنیها بررسی خواهد شد.