سیاستگذاری فرهنگی و میدان قدرت در شهر تهران
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 گروه توسعه و سیاست گذاری اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دکتری جامعه شناسی – سیاستگذاری فرهنگی، گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22059/jsr.2023.91518چکیده
از سال 1368 به بعد مدیریت شهری تهران در حوزه اجتماعی و فرهنگی تجارب گسترده و مختلفی داشته است. اینکه این تجارب و سیاستگذاری فرهنگی معطوف به آن چقدر با مسائل فرهنگی شهر و مدیریت شهری همسو بوده است سوالی است که این مقاله درصدد پرداختن به آن است. بر اساس ایدههای اولیه مقاله، دستورکار سیاستگذاری فرهنگی با مسائل فرهنگی شهر و مدیریت شهری تهران همسو نبوده و دارای اختلال است. این مسئله با واکاوی و بازسازی تاریخ کنشها و ساختارهای درگیر در شکلگیری سیاستگذاری فرهنگی شهری دنبال شده است. بررسی مسئله در چارچوب رویکرد جامعه شناسی بوردیو یعنی رابطه میدان سیاستگذاری و میدان قدرت، روابط بین عوامل میدان و عادتواره عوامل میدان و جریانهای مؤثر بر شکلگیری دستورکار شامل شکلگیری مسئله، سیاسی، سیاستگذاری، ارزیابی استراتژیک و انتخابهای ممکن، تنظیم با دستورکار پیشین و ایدئولوژی انجام شده است. بدین منظور دادههای مصاحبه نیمه استاندارد با 15 نفر از کارگزاران شهری در سالهای 1368 تا 1396، کدگذاری و تحلیل مضمون شده است. بر اساس 39 مضمون اصلی احصاء شده از مصاحبهها، عادتوارههای سیاستگذران، جریان ایدئولوژی، جریان سیاسی و تحولات و مطامع میدان گسترده قدرت به عنوان عوامل موثر در موضوعیت سیاستگذاری فرهنگی شهری در تمام سه دهه مورد بررسی تداوم داشتهاند. اثر گذاری این عوامل به معنای ضعف استقلال مدیریت شهری و سازوکارهای نهادی رسمی (قانونی) و غیر رسمی (عرفی) برای دستورکارگذاری است.