کرمانشاه، لهستانیان، جنگ جهانی دوم
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی، گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استادیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22059/jsr.2023.91526چکیده
تاریخ اجتماعی با نگاه به زندگی روزمره و گوش فرادادن به روایتهایی که متعلق به مردمان عادی و مطرودان دور از قدرت است، سعی دارد تاریخ را از پایین روایت کند. البته از یک سو، در پیوندی دیالکتیکی، نوع نگاه تاریخی و چینش رویدادها در یک طرح، حافظه را تحت تاثیر قرار میدهند و از سویی دیگر حافظه جمعی نیز با یادآوری یا فراموشی رویدادهای تاریخی، آن هم بهواسطه روایت، تاریخ را پیکربندی میکند. حافظه، عمل بهیادآوری و فراموشی، با قابلیتی روایی و متأثر از کادرهای اجتماعی، در بستر زمان حال و در ساحت جمعی تبلور مییابد. از این منظر، مسئله اصلی پژوهش حاضر فهم چگونگی فرآیند فراموشیِ حضور آوارگان لهستانی در شهر کرمانشاه است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه حافظه اجتماعی موریس هالبواکس درباره چارچوبهای اجتماعی حافظه (سن، جنس، نژاد، مذهب، قومیت، پایگاه اقتصادی- اجتماعی) استوار است و همچنین از آرای پل ریکور نیز استفاده شده است. رویکرد پژوهش کیفی است و از روش تحلیل روایت استفاده شده است. از طریق نمونهگیری هدفمند با 86 نفر مصاحبه و علاوهبر روایت، در میان اسناد کتابخانهای نیز به جستوجوی ردپایی از لهستانیان پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از این امر است که حافظه جمعی تحت تأثیر عواملی همچون رسانهها، آموزش همگانی، مراسمات یادبودی و اجتماعات یادمانی، مکانها، امکان وجود گروههای متنوع در جامعه، ارتباط و عضوگیری گروههای اجتماعی مختلف با یکدیگر، طبقه اقتصادی و اجتماعی و ایدئولوژی برساخته میشود و پیکربندی هدفمند حافظه جمعی بستر تاریخزدایی و فراموشی را ایجاد میکند.