فرآیند تجلی روح و خودآگاهی دینی از دیدگاه هگل
نویسندگان
1 دکتری فلسفه- واحد علوم و تحقیقات- تهران
doi
10.22091/pfk.2009.198چکیده
پدیدارشناسی روح از جمله چهار کتابی بود که هگل در زمان حیات خود به چاپ رساند.وی در این کتاب که پیشدرآمدی بر کل دستگاه فلسفی اوبود، از یک سو روح را تنها حقیقت حاکم بر جهان دانست که فراگردهای شناخت جهان در آن تجلی پیدا میکند و از سوی دیگر فهم آدمی را از حوزه تجربه روزانه فراتر برد و در سطح و لایههای عمیقتر دانش فلسفی تفسیر کرد.بر این اساس حتی میتوان گفت حاکمیت روح بر جهان نیز به نوعی به دانش فلسفی و فراگرد شناختِ مبتنی بر تجربه درونی آدمی تکیه کرده است.لذا هگل کار خود را از تجربه شناخت معمولی یعنی یقین حسی و قابل درک برای همه آدمیان آغاز کرد و سیر تکاملی روح را اندک اندک به عمیقترین لایههای شناخت یعنی ادراک، فاهمه، خودآگاهی و عقل پیش برد. هگل در پدیدارشناسی خود سودای آن داشت تا پس از طی مسیرهای طولانی و پرپیچ و خم به شناخت راستین دست یابد و از این رهگذر ادعای بزرگ فلسفی خود یعنی تفسیر حقیقت به واقعیت و واقعیت به حقیقت را اثبات کند.