فناوری‌های دانش بنیان و دین ؛ مطالعه جامعه شناختی فعالیت‌ حوزه علمیه و طلاب در استارت‌آپ‌های دینی-قرآنی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار جامعه شناسی،دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jsr.2023.92470
چکیده

نفوذ در علوم انسانی و تجاری­سازی آن، از اهداف مشترک و مکتوب نهاد سیاست(دولت)، نهاد دانش(دانشگاه) و نهاد دین (حوزۀ علمیه) در ایران است. این هدف مشترک  طی زمان، در قالب قانون حمایت از شرکت­های دانش بنیان، تأسیس رشته کارآفرینی در دانشگاه­ها، و راه­اندازی شرکت­های استارت­آپی، به تصویب مجلس نمایندگان ایران رسید و به قانون تبدیل شد. این روند که نشان دهندۀ درهم تنیدگی حوزه­های فوق در کلیت اجتماعی است، حاکی از مبادلۀ مشروعیت قانونی، علمی و دینی بین آنها است، که طی زمان، فرهنگ را به مثابه کسب و کار معرفی کرده و حوزۀ دین را به عنوان بخشی از فرهنگ، و به مثابه بازاری بکر و دست نخورده کشف نمود، از طرف دیگر، دین( حوزه علمیه) نیز این شرایط را به عنوان یک فرصت شناسایی کرد و در تلاش برای تسخیر «بازار» برآمد. در این پژوهش، منطق و روش دیالکتیکی به ما کمک می­کند تا بتوانیم درهم­آمیختگی دین، سیاست، و دانش را به میانجی اقتصاد و در کلیت اجتماعی خود درک کنیم، و با نقد درون­ماندگار، تضاد و تناقض­های درونی فعالیت «حوزه علمیه» در استارت­آپ­های دینی-قرآنی را نشان دهیم، و آشکار سازیم که این تناقض­ها چگونه بواسطه ایدئولوژی سرمایه­داری متأخر و فرآیندی از مشروع سازی پنهان نگاه داشته شده و منجر به بازتولید نظم موجود و مناسبات بازار می­شود. این پژوهش بر آن است که این­گونه فعالیت­های اقتصادی «حوزه علمیه»، برخلاف ادعا و تصور نخستین، و ظرورتأ بنا به منطق بازار، منجر به کالایی، پولی و شی­واره شدن مناسبات دینی – مذهبی شده، که در نهایت بر ضد دین عمل خواهد نمود. همچنین نشان می­دهد که ماهیت این­گونه فعالیت­های اقتصادی حوزۀ دین، که در پیوند است با نظام بازار آزاد، منجر می­شود که انسان­ها امر دینی-مذهبی را با امر اقتصادی-مالی این­همان دانسته، و نتوانند تناقض­ موجود در مناسبات اقتصادی-دینی را در کلیت اجتماعی آن درک کنند. به نظر می­رسد که این امر، به نوبه خود، از یک طرف منجر به تغییر ذهنیت افراد و مشروعیت یافتن آن، کاریزماتیک شدن کارآفرین و کالایی شدن روابط دینی-مذهبی می­شود، و از طرف دیگر موجب تغییر روابط اجتماعی، بوجود آمدن تنظیمات نهادی جدید والهیات بازارآزاد،که بسیاری از اشکال مقاومت، مبارزات برابری طلبانه و آزادی خواهانه را پیش از شکل­گیری، در خود حل کرده، و یا با بازنمایی آن به عنوان فعالیتی علیه دین، آن را سرکوب می­کند، اما آنچه مسلم است جمع جهان بینی نظام بازارآزاد و جهان بینی نظام دینی،دربردارندۀ تناقضی درونی است که امکان رفع یا فراروی را ناممکن می­سازد.