پادشاهی نوذر یا داستان آرش کمانگیر دوراهی موبدان در انتخاب یک روایت
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
doi
10.22067/jls.2023.77317.1319چکیده
در میان متنهای تاریخیای که در چهار سدۀ نخست اسلامی به زبان فارسی و عربی نوشته شده، تنها در دو کتاب شاهنامۀ فردوسی و غرر اخبار ثعالبی به پادشاهی نوذر اشاره شده است. بیشتر تاریخنویسان پس از منوچهر به پادشاهی افراسیاب و زَو/زاب میپردازند و سخنی از پادشاهی نوذر در میان نیست. از سوی دیگر داستان آرش کمانگیر که بسیاری از تاریخنگاران آن را در پادشاهی منوچهر میدانند در شاهنامۀ فردوسی نیامده و فردوسی تنها در چند بیتِ پراکنده در داستانهای گوناگون به لشکرکشی افراسیاب در زمان منوچهر و نام آرش اشاره کرده است. این جستار با روش تحلیل اسناد در پی پاسخ به این پرسش است که آیا میان نبودِ داستان آرش در شاهنامه و نیامدن پادشاهی نوذر در متنهای تاریخی ارتباطی وجود دارد. با توجه به شواهد میتوان احتمال داد که پادشاهی نوذر در خداینامه نبوده است و نویسندگان شاهنامۀ ابومنصوری از کتاب دیگری داستان پادشاهی نوذر را روایت کردهاند. از سوی دیگر داستان آرش کمانگیر به این دلیل در شاهنامۀ ابومنصوری و به تبع آن در شاهنامۀ فردوسی نیامده که موبدان باید دو بار به پادشاهی افراسیاب در ایران اشاره میکردند و این با روایتهای تاریخی در تضاد بوده است.