آرتور رمبو و نیما یوشیج؛ دو پیشگام شعر نو (یک بررسی تطبیقی)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فرانسه، گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
doi
10.22067/jls.2023.77381.1321چکیده
قرن نوزدهم میلادی چه در فرانسه و چه در ایران، قرن فرازونشیبهای سیاسی-اجتماعی عظیمی بوده است. در این میان، ادبیات طبعاً نمیتوانسته نسبت به این تحولات بیتفاوت مانده باشد. در فرانسه، آرتور رمبو علیرغم سنّ کم، زندگی کوتاه و پرحادثه و نیز پراکندگی آثارش، توجّهات بسیاری را به خود جلب نمود. امروزه از او بهعنوان یکی از تأثیرگذاران بر شعر نو فرانسه یاد میشود. از دیگر سو، سهم و نقش نیما یوشیج در شعر معاصر فارسی بر کسی پوشیده نیست. با این حال، تاکنون کمتر نام این دو شخصیت برجسته در یک مقایسۀ تطبیقی کنار هم ظاهر شده است. مقالۀ حاضر با تمرکز بر زمینه و چهارچوب سیاسی اجتماعی دو شاعر و نیز با مطالعۀ دو اثر شناختهشده از این دو، افسانه از نیما و زورق مست از آرتور رمبو، تلاش میکند تا نه مقایسهای مکانیکی بلکه تصویری جامع از ماهیت و ابعاد برخورد این دو ذهنیت شاعرانه با سنت ادبی زیباییشناختی زمانۀ خود و اقتضائات و فراز و فرودهای برهۀ پرآشوبی که در آن میزیستهاند، به دست دهد. در قسمت اول به بررسی چهارچوب تاریخی مادی خلاقیت هنری نیما و آرتور رمبو تکیه خواهیم کرد و در بخش دوم، برای مطالعهای انضمامیتر، از ابزارهای نقد متنی چنانکه زبانشناسی برای متن ادبی به ما میآموزد، استفاده خواهیم نمود. ودر پایان میتوان مشاهده نمود که هر دو شاعر، از نظر ماهوی حساسیتی کمابیش مشابه در مقابل مسائل موضوعی زمینه و زمانۀ خویش بروز میدهند.