پارادوکس تعیین حد
نویسندگان
1 1. دانشجوی دوره دکترای رشته فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی
2 استاد دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22091/pfk.2009.209چکیده
متافیزیک توصیفی استراوسن، همانند رئالیسم تجربی کانت، با توصیف ساختار واقعی اندیشه ما از جهان، به تعیین محدودیتهای شناخت تجربی ما از جهان میپردازد. در این صورت، ایدئالیسم استعلایی کانت همچون آموزه نا منسجمی میماند که گرویدن به آن به معنای باز گشت مجدد به شکاکیتی است که فلسفه انتقادی خواهان حل آن بود. مطابق نظر استراوسن، کافی است فقط درباره حد، فکر کنیم و نه اینکه همانند آموزه ایدئالیسم استعلایی کانت به هر دو طرف حد فکر کنیم، چرا که اندیشیدن دربارۀ هر دوطرف حد منجر به پیدایش پارادوکس تعیین حد میگردد. اما آیا متافیزیک توصیفی او میتواند محدودیتهای شناخت ما را توصیف کند بدون اینکه به هر دوطرف حد فکر کند؟ ظاهراً او به هنگام توصیف محدودیت شناخت ما٬ زبان باور را اتخاذ کرده و ما را مقید به نوعی الزام متافیزیکی میکند که مخالف با طرح کلی متافیزیک توصیفیاش است. به این ترتیب٬ او نیز مرتکب همان پارادوکسی میشود که آنرا در کانت کشف کرده بود. به نظر میرسد تفکر دربارة حد اصولاً پارادوکسیکال است و ما نمیتوانیم براساس آن شکاکیت را حل کنیم. در نتیجه راه برای مطالعات آتی در متافیزیک همواره باز است.