مدلهای چند معنایی در تفسیر قرآن و کتاب مقدس
نویسندگان
1 دانشیارگروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم
doi
10.22091/pfk.2008.219چکیده
یکی از دغدغههای مهم دین مداران و دین پژوهان، کشف معانی مقصود در متون دینی است. در مورد قرآن کریم و کتاب مقدس، دو کتابی که مورد توجه میلیاردها نفر در گذشته و حال بوده و هست، بیشترین نظریه پردازی در ارتباط با شیوههای کشف معنا و مباحث زبان شناختی صورت گرفته است. اعتقاد به وحیانی بودن قرآن و کتاب مقدس سبب شده که بسیاری از مفسران در معناشناسی واژهها، گزارهها و حکایات، به معانیی فراتر از معانیِ متداول در کاربردهای بشری بیاندیشند. وجود بیش از یک معنا برای واژهها یا گزارههای متن، از مباحثی است که در مورد این متون مطرح شده است. در برخی از علوم زبانشناختی همچون علوم ادبی، منطق و اصول فقه نیز دربارة معنا و کیفیت استخراج معنا ازمتن و سایههای معناییِ متن و همچنین کاربرد لفظ در بیش از یک معنا مباحثی مطرح شده است. در جوامع یهودی و مسیحی از زمانهای بسیار دور و بویژه در دوران موسوم به قرون وسطی، مدلهای گوناگون چند معنایی در تفسیر کتاب مقدس به کار گرفته میشده است. در تفسیر قرآن کریم نیز از دیرباز در روایات منسوب به پیامبر، صحابه و اهل بیت موضوع چند معنایی به گونههای مختلفی، مانند «تفسیر و تأویل»، «ظاهر، باطن، حد و مطلع»، و «عبارات، اشارات، لطایف و حقایق» آمده است. در این مقاله ضمن اشاره به انواع مدلهای چند معنایی در حوزههای مختلف از جمله منطق، اصول فقه، ادبیات، روایات و متون تفسیری، مدلهای چند معناییِ به کار برده شده را در تفسیر قرآن و کتاب مقدسِ یهودی- مسیحی مورد بررسی و مقایسه قرار داده و به ارزیابی آنها پرداختهایم.