روسپیگری در بستر توسعه ناتمام؛ ارائه یک تحلیل کیفی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد

2 استاد بازنشسته گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد

3 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد

4 فارغ‌التحصیل دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه از دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/jsr.2022.88966
چکیده

این پژوهش به واکاوی پدیده روسپیگری از منظری ساختاری و مبتنی بر دیدگاه‌های عاملان اجتماعی ذی‌ربط می‌پردازد. جهت جمع‌آوری اطلاعات از روش مصاحبه عمیق و مشاهده و جهت تحلیل داده‌ها از روش نظریه زمینه‌ای استفاده شده است. بر اساس تحلیل نظام‌مند مشاهدات و مصاحبه‌های عمیق صورت‌گرفته، روسپیگری به مجموعه عوامل و شرایطی در سطوح میانه و کلان پیوند خورده است. «ناکامی در دستیابی به توسعه فراگیر اقتصادی» اولین عامل سطح کلان است که در «کاهش پیوسته سطوح و تنوع درآمدی خانوارها» و «ازمیان‌رفتن فرصت‌های شغلی موجود و عدم جایگزینی آنها» نمود پیدا می‌کند. عامل دوم «تأخیر و عدم توازن در توسعه فرهنگی و اجتماعی» است که «فروپاشی تدریجی سامان حیات محله‌ای»، «تزلزل در نهاد خانواده» و «افول فرهنگ اخلاق عمومی» نمونه‌هایی از آثار و برونداد آن است. عامل سوم «ناپایداری انسانی و محیطی برنامه‌ها و اقدامات توسعه‌ای» است که باعث «کیفیت‌زدایی از زیست‌بوم‌ها» و «مهاجرت‌های روستا شهری شده» است. و عامل چهارم «نقصان در کارآمدی سیستم‌های اجرایی کلان» است که منتهی به «رواج رویه‌های بروکراتیک بی‌ثمر»، «موازی‌کاری سازمانی»و «هدر رفت دائم منابع در بروکراسی متورم‌شده» گردیده است. درگیر کردن افراد آسیب‌پذیر در چرخه‌ای از فقر، بی‌پناهی و انواع بهره‌کشی‌ها از پیامدهای مهم این شرایط است. نهایتاً بر مبنای نتایج حاصل و به منظور توانمندسازی زنان روسپی ضمن پذیرش راهبردهای «فردنگر» و «خانواده‌محور» بر راهبرد «اجتماع‌محور» به‌عنوان مهم‌ترین و اصلی‌ترین راهبرد جهت توانمندسازی این زنان تأکید می‌گردد.