مارکسیسم آکادمیک و علوم اجتماعی در ایران: نگاهی به برخی قلمروهای نظری

نویسندگان

1 استادیار مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی

doi
10.22059/jsr.2022.88941
چکیده

در بررسی حاضر، سهم مطالعات مارکسیستی در علوم اجتماعی ایران مورد بحث قرار می­گیرد. برای این منظور، پاسخ به پرسش مورد نظر است. یکی اینکه آیا می­توان از علوم اجتماعیِ چپ­گرا در ایران سخن گفت؟ دیگر آنکه چشم‌انداز مارکسیستیِ علوم اجتماعی در بررسی جامعه ایران بر کدام حوزه‌های مطالعاتی تمرکز بیشتری داشته است؟ این مطالعه با رویکرد تاریخی و استفاده از روش اسنادی صورت گرفته است. مقاله حاضر نشان می‌دهد که تکاپوهای نظری چپ‌گرایانه، ادبیات گسترده­ای را تولید کرده چندان که می‌توان از «چشم‌انداز مارکسیستی در علوم اجتماعی ایران» سخن گفت. در پاسخ به پرسش دوم نشان داده شد که چشم‌انداز مارکسیستی بر حوزه‌های مختلفی چون مسائل کارگری، دهقانی، طبقات اجتماعی، دولت، قومیت، شیوه‌های تولید، جنبش‌های اجتماعی، توسعه اجتماعی-تاریخی، تاریخ‌نگاری و ... تمرکز داشته که «نقد اجتماعی» خصوصیت اصلی آنها بوده است. با ارائه تصویری از این‌گونه مطالعات، تمایز دو گونه علوم اجتماعی در ایران برجسته شده است: «چشم‌انداز مارکسیستی علوم اجتماعی» در برابر «رویکرد حاکم بر علوم اجتماعی در دانشگاه»