علوم اعصاب و فناوری‌های عصبی در ترازوی حقوق بشر

نویسندگان

1 گروه حقوق، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران‏

doi
10.22059/jcl.2023.361413.634521
چکیده

پیشرفت سریع در علوم اعصاب و فناوری‌های عصبی، ابزارها و تکنیک‌های جدیدی را برای نظارت، کنترل، رمزگشایی، به‌اشتراک‌گذاری و حتی دست‌کاری اطلاعات مغز انسان فراهم کرده است. توسعۀ فناوری‌های عصبی و رشد استفاده از آن، پیامدهای اخلاقی و حقوقی را به جهت سوءاستفاده از این فناوری ایجاد می‌نماید. سؤال اصلی آن است که آیا قوانین موجود در حوزۀ حقوق بشر در مواجهه با این فناوری، قادر به حفاظت کافی و مؤثر از انسان‌ها خواهند بود؟ برخی محققان معتقدند قوانین موجود برای حفاظت از بشر در رویارویی با فناوری عصبی کافی است، ولی باید دامنۀ این حقوق را به مسائل ناشی از فناوری عصبی تسری داد؛ در مقابل، عده‌ای بر این باورند که قوانین موجود برای محافظت بشر از این مداخلات، کافی نیست و باید حقوق جدیدی به حقوق موجود اضافه شود. نگارنده در پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با بررسی قوانین بین‌المللی و منطقه‌ای حقوق بشر به این نتیجه رسیده است که هیچ قانونی به‌صراحت از مغز و ذهن انسان به‌عنوان مهم‌ترین و خصوصی‌ترین بخش بدن انسان حفاظت نمی‌کند؛ لذا با تبعیت از نظر پژوهشگران اخیر به معرفی حقوق جدید بشر مشتمل بر حق حریم خصوصی ذهنی، حق آزادی شناختی، حق تمامیت ذهنی و حق پیوستگی روان‌شناختی می‌پردازد.