افسونزدایی از حاکمیت بهمثابه مانع نظری توسیع مشارکت حقوق بینالملل در برگزاری انتخابات ملی
نویسندگان
1 گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه حقوق بینالملل، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jcl.2023.353328.634460چکیده
در این نوشتار با ابتنا به اسلوب روششناسی مکتبمحور، به تبیین و تحلیل حاکمیت ملی بهمثابه رادع اصلی ترویج هنجارها و سازوکارهای بینالمللی نظارت بر انتخابات ملی پرداخته میشود. در این مقاله با تمرکز بر آموزههای مکتب حقوقی نیوهیون و مطالعۀ تطبیقی آن با مکاتب کلاسیک و انتقادی حقوق بینالملل، به نتایج قابل تأملی دربارۀ ریشهها و نتایج رویکرد متصلب به حاکمیت خواهیم رسید. از رهگذر افسونزدایی از مفهوم دولت و عناصر متشکله آن، آشکار میگردد که اولاً برخلاف ادعای رایج در تفکرات انتقادی حقوق بینالملل، هیچ رمز و راز نهفته و توضیحناپذیری در عناصر منفرد و ترکیبی دولت (مشخصاً حاکمیت) وجود ندارد و ثانیاً ترویج ایدۀ ناهمخوانی حاکمیت ملی با توسیع هنجارهای بینالمللی انتخاباتی، بیش از هرچیز ماحصل اقبال به لنزهای دکترینی خاصی در تحلیل تحولات حقوقی بینالمللی است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که حقوق بینالملل از ظرفیت نظری لازم برای فرا رفتن از دیوار ادعایی حاکمیت و افزایش نظارت بینالمللی بر حق تعیین سرنوشت داخلی مردم (از طریق مکانیسم انتخابات ملی) برخوردار است. آموزههای نیوهیونی به پژوهشگر حقوق بینالملل کمک میکند تا با طرد قرائتهای مبهم از حاکمیت و اتخاذ یک رویکرد انسانمحور و کارکردی به این مفهوم، از لزوم ابتنای تمامی ترتیبات حقوقی در جهت تقویت نظم عمومی مبتنی بر کرامت انسانی دفاع نماید.