در مسیر کنترل و بهنجارسازی؛ مطالعه جامعه‌شناختی اجتماعات معنویت‌گرا

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jsr.2022.88947
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مطالعه سازو­کار و پی­آمدهای اجتماعی «اجتماعات معنویت­گرا» انجام شده و به این پرسش می‌پردازد که چنین اجتماعاتی از چه رویه­هایی برای اهداف خود استفاده کرده و نیز چه تأثیری بر مخاطبان خود به‌ویژه ذهنیت و کنش­های آن­ها خواهند داشت. این پژوهش برای پاسخ­گویی به پرسش­های خود از روش­های کیفی شامل: مشاهده همراه با مشارکت، مصاحبه قوم­نگارانه و مطالعه اسناد استفاده کرده است. در چهارچوب مفهومی پژوهش در پارادایم «پساسکولاریزاسیون» و همراه با تحدید مفاهیمی همچون دینداری­های جدید و جنبش­های جدید دینی، «معنویت­گرایی­ جدید» و «اجتماعات معنویت­گرا» به‌عنوان مفاهیم محوری پژوهش انتخاب و مورد استفاده قرار گرفته ­است. یافته­های این مطالعه «موردی» نشان می­دهد گروه «پیوندها» به‌عنوان نوعی اجتماع معنویت­گرا به واسطه تمهیداتی مانند کاریزما-­سازی و مهندسی احساس دینی و سایر تمهیدات و تدابیرِ طراحی­شده، وضعیتی را می­سازند که به امری مستقل، بیرونی و «بیگانه» از پیروانش تبدیل می‌شود؛ طوری که آن را به‌عنوان وضعیتی خارق­العاده ستایش کرده و مقهور و مسحورش می­شوند. این اجتماع معنویت­گرا به میانجی سازوکارهای نظارتی و تنظیمی تلاش می­کند افراد تحت سرپرستی­اش را به سوژه­هایی بهنجار، مطیع و کارآمد تبدیل کرده و نتیجتاً نقش­آفرینی مفیدتر آن­ها را در نهادهای اجتماعی ممکن کند. مطابق این مطالعه می­توان افزود که چنین اجتماعاتی با تأکید بر درون­نگری، دعوت به سعادت فردی و دامن زدن به ذهنیتی سازگار با محیط بیرونی به نحوی از افراد عاملیت­زدایی کرده و بالقوه­گی­هایشان برای هرگونه تغییر اصلاح و دستکاری در جهان بیرونی را تعدیل خواهند کرد.