تثبیت انگارۀ مردمان ناراضی در روابط مدیریت شهری و شهروندان؛ با تمرکز بر طرح ساماندهی تپة مرادآب کرج

نویسندگان

1 دکتری انسان‌شناسی دانشگاه تهران

2 کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jsr.2022.89363
چکیده

انجام پروژه­های شهری، در بیشتر مواقع به تولید نارضایتی منجر می­شود. نظرات شهروندان نه تنها ناراضی مورد توجه قرار نمی­گیرد بلکه، مدیریت شهری آنها را متهم به ناسپاسی و قدرناشناسی می‌شوند. این روند، موجب تثبیت «انگارۀ مردم ناراضی» می­شود، مردمی که قدردان مجریان طرح­های شهری نیستند! در این نوشتار سعی شده است با روش تحلیل روایت ساکنان محلۀ اسلام­آباد کرج، به بررسی «انگارۀ مردم ناراضی»، پرداخته شود. از سال 1372 تا به امروز، خانه­ها بالاتر از ارتفاع 1400 متر در این تپه، توسط دفتر ساماندهی تپة مرادآب (محل استقرار مجریان طرح) تملک شده است. ساکنان این خانه­ها، برای اسکان­یابی مجدد، به نقاط دیگری کوچیده­اند. تحلیل این ساکنان از هویت متولیان، کیستی و چگونگی اجرای طرح ساماندهی و انتقال خودشان به مناطق دیگر قابل تأمل هست. بووینتوره دو سوزا سانتوس، نظریه­پرداز پرتغالی­الاصل در حوزۀ مطالعاتی پساتوسعه، در نظریۀ جامعه­شناسی ناموجود­ها و موجودها(پیداها)، معتقد است تک­­فرهنگ­هایی با ویژگی­های غالب، کلی و عام در مواردی مثل سرمایه­داری، دانش و امر عام وجود دارد. آنها تفوق و برتری خودشان را بر فرهنگ­های محلی، سرمایه­داری محلی و امر خاص محلی تحمیل می­کنند. با استفاده از نظریة سانتوس و تحلیل روایت­های مطالعۀ موردی خاص این پژوهش سعی شده است ناموجودها در سطوح متفاوت از تغییر و دستکاری فضاهای زندگی شهروندان یافت شود. تعلق خاطر به محله­، قلمداد کردن مجریان طرح به مثابه سرمایه­گذاران بخش خصوصی، طبیعی جلوه دادن قشربندی­های حاکم بر روابط مجریان و ساکنان محله، از مواردی است که به تثبیت «انگارۀ مردم همیشه ناراضی» دامن می­زند.