رتوریک جنبش جلیقه‌زردهای پاریس

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی

3 استادیار مطالعات فرهنگی، دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22059/jsr.2022.88952
چکیده

در دو دهه‌ی اخیر، جهان شاهد جنبش‌هایی کثیر با ماهیت‌هایی متنوع بوده است. وقوع انقلاب‌های رنگی در سال 2000، آغازگر سبک نوینی از اعتراضات به شیوه‌ی مسالمت‌آمیز بود. حدود یک دهه بعد، در سال 2011، چهره‌ی دیگری از اعتراضات در قالب جنبش‌های شبکه‌ای ظهور کرد که فصل جدیدی را در این عرصه رقم زد. 7 سال بعد، جنبش بزرگ جلیقه‌زردهای پاریس (2018) با دامنه‌ی اثرگذاری گسترده در کشورهای اروپایی رخ داد، که وارث جنبش‌های هم‌عصر خود بود و ماهیتی تلفیقی داشت. مقاله‌ی حاضر درصدد است با اتکا به رویکرد نظری چارچوب‌سازی بنفورد و اسنو و با استفاده از روش تحلیل رتوریک، جنبش جلیقه‌زردها را بررسی کند. نتایج حاصله ناشی از شناخت چارچوب‌های تشخیصی، تجویزی و انگیزشی معترضین در جریان جنبش بوده است و این شناخت در پرتوی بررسی نمادهای اعتراضی (شعرها، شعارها و گرافیتی‌ها) تحقق یافته است. همچنین به نقش رسانه‌ها در مشروعیت‌بخشی به و ــ برعکس ــ مشروعیت‌زدایی از جنبش اشاره شده است و در نهایت تاکتیک‌های اعتراضی جلیقه‌زردها در جریان کنش جمعی آن‌ها بیان شده است.