مطالعه روایت‌ رمان‌های جنگ بین ایران و عراق در رمان‌های ایرانی و مقایسه آنها در دو دوره زمانی (۱۳۸۴-۱۳۶۰) و (۱۳۹۴-۱۳۸۴)

نویسندگان

1 دکترای علوم ارتباطات. دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsr.2022.88953
چکیده

این مقاله با هدف شناخت شیوه روایت (رسمی و انتقادی)، در رمان‌های حوزه ادبیات جنگ بین ایران و عراق به تحلیل روایت یازده رمان می‌پردازد. بدیهی است که با شروع جنگ بین ایران و عراق نویسندگان ایرانی دست به قلم برده و آثاری را در ژانر ادبیات جنگ از خود باقی گذاشتند که اولینِ این رمان‌ها «زمین سوخته» از احمد محمود در سال ۱۳۶۱ می‌باشد. اما آنچه در این میان تأمل‌برانگیز و از اهمیت بیشتری برخوردار بوده، این است که نهادها و مراکز فرهنگی بدون تخصص لازم از عوارض و تبعاتی که جنگ می‌تواند بر اقتصاد، فرهنگ، نیروی انسانی و تمام زیرساخت‌های یک کشور وارد کند، سعی کردند در قالب مفاهیمی چون «ادبیات دفاع مقدس»، با تأکید بر تداوم شیوه روایت رسمی در ژانر ادبیات داستانی، خسارات و تبعات جنگ را کم‌اهمیت جلوه دهند. این نوع نگاه و طرز تلقی از جنگ موجب طرح سؤالاتی شد. از این روی، به منظور نیل به اهداف این پژوهش رویکرد نظری «والتر فیشر» از حیث (انسجام و باورپذیری) را برای تحلل روایت رمان‌های انتخابی اتخاذ کردیم. ضمناٌ با توجه به اینکه این تحقیق با تحلیل روایت رمان پیگیری شده است، روش‌شناسی در این پژوهش از نوع کیفی و در پارادایم تفسیری را برگزیده‌ایم، که در فرایند کار ملاحظه می‌شود ژانر ادبیات جنگ در مقاطع مختلف تحولات چشمگیری را تجربه کرده است. از این جهت ملاحظه می‌کنیم که با نزدیک‌شدن به دهه هشتاد ساختار داستان‌ها پیچیده‌تر می‌شود و در شخصیت‌پردازی به افرادی توجه می‌شود که تحت تأثیر تبعات جنگ قرار گرفته‌اند. علاوه بر این در دهه هشتاد مخاطبان به دنبال نتایج و دستاورد جنگ هشت ساله در لابه‌لای صفحات این نوع رمان‌ها می‌باشند که با فاصله‌گرفتن از دوران پرمصائب جنگ شاهد تغییر رویکرد بسیاری از نویسندگان این ژانر ادبی هستیم که در جهت روایت انتقادی قلم زده‌اند. در نتیحه ملاحظه می‌کنیم که روایت انتقادی در میان نویسندگان و مخاطبان از مقبولیت و جایگاه بهتری برخوردار بوده است.