اثربخشی درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر حساسیت اضطرابی و خودشناسی انسجامی در زنان مبتلا به سردردهای تنشی مراجعه‏ کننده به بخش اعصاب و روان بیمارستان میلاد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی، دانشگاه شهید چمران، اهواز، ایران.

doi
10.22123/chj.2023.311679.1803
چکیده

مقدمه: سردرد تنشی نوعی سردرد شایع است که با درد دوطرفه غیرضربان‏دار، درد خفیف یا متوسط که بتواند مانع فعالیت‏ های شخصی شود، مشخص می‏شود. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر حساسیت اضطرابی و خودشناسی انسجامی زنان مبتلا به سردرد تنشی انجام شد.مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر، نیمه­ آزمایشی با طرح پیش ‏آزمون­-پس­ آزمون و گروه گواه با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری، تمامی زنان مبتلا به سردرد تنشی مراجعه‏ کننده به بخش اعصاب و روان بیمارستان میلاد تهران در سال 1398 بودند. با نمونه‏ گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و در گروه‏ های آزمایش و گواه قرار گرفتند و پرسشنامه ­های حساسیت اضطرابی و خودشناسی انسجامی را تکمیل کردند. در گروه آزمایش، درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی در 8 جلسه (هفته ای 1 جلسه 5/1 ساعته) اجرا گردید. پس از پایان درمان از گروه‏ ها پس ‏آزمون گرفته شد. داده‏ ها با روش واریانس با اندازه‏ گیری مکرر تحلیل شدند.  یافته‌ها: میانگین نمره خودشناسی انسجامی و ابعاد آن در گروه آزمایش پس از انجام مداخله نسبت به گروه گواه به ‏طور معنی‏ داری بهبود یافت (005/0=p،). کیفیت زندگی بر کاهش حساسیت اضطرابی و ابعاد آن در آزمودنی‏ های گروه مداخله بر خلاف گروه گواه سودمند بود (001/0=p). تأثیرات این برنامه بر متغیرهای وابسته در دوره پیگیری نیز تداوم داشت (001/0=p).نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می‏توان نتیجه گرفت که برنامه کیفیت زندگی با بهبود خودشناسی و مهار حساسیت اضطرابی در مبتلایان به سردرد تنشی همراه است. استفادۀ از این برنامه برای مبتلایان به سردرد پیشنهاد می‏شود.