دادخواهی‌های حق بر سلامت روان؛ از تکاپو تا حمایت

نویسندگان

1 گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22059/jcl.2023.357336.634485
چکیده

سلامت روان، افزون بر فقدان اختلالات روان، زیست مثمر در محیط اجتماعی را دربر می‌گیرد و یکی از ابعاد مهم سلامت در معنای کلی آن است. حق بر سلامت روان با همراهی دولت‌ها به منصۀ بروز و ظهور می‌رسد و مداخلۀ دولت‌ها نیز به جهت برخورداری از منابع و امکاناتی است که راه دستیابی به این حق را هموار می‌سازد. ناکارآمدی قوای قانون‌گذار و مجری در ایجاد منابع و امکانات و رفع موانع موجود، وظیفۀ دادخواهی از حقوق پایمال‌شدۀ افراد– به‌خصوص بیماران روان- را به دوش دستگاه قضا می‌گذارد. پرسش این پژوهش بر میزان و چگونگی حمایت دستگاه قضا از حق بر سلامت روان افراد استوار است که با بررسی وضعیت بیماران روان در برخورداری از آزادی برابر با دیگران، درمان و ارتقای آن با جستجو در آرای دادگاه اروپایی حقوق بشر، دیوان عالی ایالات متحدۀ امریکا و دادگاه سلامت روان بریتانیا انجام می‌شود. ورود دادگاه اروپایی و دیوان عالی به پرونده‌های این حوزه از باب صلاحیت کلی و در راستای تحقق حق بر دادرسی منصفانه است. در مقابل، دادگاه سلامت روان بریتانیا که مولود قانون سلامت روان این کشور است، به‌عنوان نهادی مستقل در راستای حمایت از حق بر سلامت روان گام برمی‌دارد و راه‌حل‌های نوینی را پیش روی بیماران روان قرار می‌دهد.