شرکتهای استارتآپی و دولت نئولیبرالی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2021.84476چکیده
این روزها شرکتهای استارتآپی بر محور ایدهها و گفتاری رواج پیدا کردهاند که در ذیل آن، شرکتها و نهادهای دولتی و شبهدولتی نقد میشوند و بهعنوان ساختارهای غیررقابتی معرفی میشوند. این ساختارها ظاهراً بهرهوری اقتصادی پایینی دارند و نمیتوانند محصولات باکیفیت و قیمت مناسب را در اختیار مشتریان خود قرار دهند. از سوی دیگر بیشتر سیاستگذاران و اقتصاددانان بر این باورند که فضاهای تکنولوژیمحور به دلیل ساختار مرکزگریز و گسترده خود، توانایی زیادی برای برآوردهکردن تقاضای طیفهای گستردهای از سلایق افراد برخوردارند. این در حالی است که کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت، بهخصوص، شرکتهای استارتآپی میتوانند این تقاضاهای روزافزون را پاسخ گویند و به رشد اقتصادی کمک کنند. بر اساس ادعای این پژوهش شرکتهای استارتآپی با شکلدهی مجدد به سیاستهای خصوصیسازی و مقرراتزدایی بهخصوص در حوزة پولی و توسعة بازارهای مالی، به گسترش گفتار نئولیبرالی کمک کردهاند. این گفتار در چند دهة اخیر در کشورهای مختلف به اشکال نسبتاً متفاوتی اجرا شده است؛ ولی باوجود توسعة جغرافیایی ناموزون آن، گرایش کلی به افزودن نابرابری اجتماعی و قراردادن اغلب افراد و طبقات اجتماعی در معرض بحرانهای مالیِ تکرارشونده دارد. به این ترتیب در این پژوهش از اشکال گوناگون نقد نئولیبرالیسم برای فهم موقعیت موضوع موردنظر در نسبت با کلیتِ اجتماعی فعلی استفاده شده است. بر اساس یافتههای این پژوهش، مکانیسمهای سرمایهدارانهای که مسئول وضعیت کنونی جهان هستند، بهصورت شدیدتری در شرکتهای استارتآپی نیز برقرارند و مخاطرات اجتماعی و مالی پیچیدهتری را برجا میگذارند.