دیدگاهی نوین پیرامون جامعه‌شناسی شناختی؛ زروباول و مساله شناخت

نویسندگان

1 دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه شیراز

2 دکتری حکمت متعالیه پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و علوم انسانی

3 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

doi
10.22059/jsr.2021.84475
چکیده

این مقاله به رویکرد زروباول پیرامون جامعه‌شناسی شناختی می‌پردازد. زروباول در تقابل با رویکردی که جامعه‌شناسی شناختی را در تقابل با دیدگاه تقلیل‌گرایانه‌ای که شناخت را به علم اعصاب می‌کاهد، با بحث از جایگاه جامعه، فرهنگ و هنجارها در تعین شناخت، رویکرد خود را مطرح می‌کند اما این مهم باعث نمی‌شود تا اسیر نسبیت تکثرگرایی شناخت شود. او در جستجوی راهی میان جهان‌شمولی شناخت و فردگرایی شناختی است تا ضمن آن‌که از آسیب نسبیت شناخت در امان باشد دچار رویکرد تقلیل‌گرایانه نشود. این ملاحظات اطلاعاتی در مورد چگونگی فعالیت‌های مربوط به توجه و عدم توجه به ساختار اجتماعی شکل‌دهنده مدل‌های فرآیندی دوگانه شناخت را ارائه می‌دهند. به این‌ترتیب، از منظر پدیدارشناختی، موضوع ماهیت یا سرشت پدیده‌های ذهنی قابل‌مشاهده (آهسته، منطقی و تعمدی (تعمقی)) و پدیده‌های ذهنی نامرئی و پنهان (سریع، غریزی و آسان) نیست، بلکه آگاهی دربارۀ میثاق‌های اجتماعی  است.