جستاری در مبانی معرفتی منطق فازی
نویسندگان
1 پژوهشگر حوزه و دانشگاه
doi
10.22091/pfk.2008.252چکیده
منطق فازی را اولین بار در سال 1965، پروفسور لطفیزاده در مقالهای با عنوان « مجموعههای فازی» مطرح کرد که میتوان آن را نخستین قدم در راه رسیدن به نگرش فازی در عرصه معارف بشری دانست. منطق فازی با نگاهی خاکستری به جهان واقعیت، در پی آن است که حقایق خارجی را بطور کامل و آنگونه که هست به تصویر بکشد. جنبههای معرفتی، فلسفی این نگرش که اساساً خاستگاهی فنی، مهندسی دارد بیشتر پس از موفقیتهای چشمگیر در عرصه تولیدات صنعتی، مورد توجه قرار گرفت.برخی و شاید همه نظریهپردازان فازی معتقدند که مبانی معرفتی منطق فازی را میبایست در تفکرات سوفسطایی یونان جستجو نمود و فازی در واقع ادامه همان جریان است. آنان این تفکر را بر اصولی بنا میکنند که نگاه معرفتشناسانه آن را برنمیتابد. این نظریهپردازان محصولات فراوان و چشمگیر فازی را وامدار چنین اصولی میدانند.این نوشتار با تبیین این مبانی، با نگاهی معرفتشناختی به نقد و بررسی آن میپردازد و درباره این مسأله بحث میکند که آیا اساسا منطق فازی _ همانگونه که این نظریهپردازان ادعا میکنند _ بر پایه چنین اصولی شکل میگیرد ؟