ازدواجها و طلاقهای کاسبکارانه در ایران (مطالعۀ جامعهشناسانهی فرم حقوقی در نهاد خانواده)
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی نظری-فرهنگی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2021.84516چکیده
مسائل نهاد خانواده همواره نظر اندیشمندان دغدغهمند حوزههای مختلف پژوهشی را به خود جلب کرده است و برنامهریزان و سیاستگذاران اجتماعی حفظ انسجام آن را ضرورتی برای بقای جامعه میدانند. در این میان اگرچه نظام حقوقی ایران همسو با سایر نهادها تنظیم روابط کنشگران این عرصه را وظیفۀ خود دانسته است، پیامدهای نااندیشیدۀ قواعد حاکم بر آن نهتنها نهاد خانواده بلکه نظام حقوقی را هم با مناقشات جدی روبهرو کرده است. پدیدۀ ازدواجها و طلاقهای کاسبکارانه در سالهای اخیر نمونهای پروبلماتیک از همین امر است. ازدواجهایی که شکلگیری نهاد خانواده را به دنبال ندارند و طلاقهایی که مانع از تداوم خانواده نمیشوند. این پژوهش به میانجی پدیدۀ ازدواجها و طلاقهای کاسبکارانه و در چارچوب نظریات جامعهشناسی حقوق دورکیم برآن بوده است تا نظم اجتماعی- حقوقی حاکم بر نهاد خانواده را مطالعه کرده و با به کاربستن مفاهیم زیمل آن را صورتبندی کند. تلاش برای فهم قواعد و زمینههای شکلگیری ازدواجها و طلاقهای کاسبکارانه به کمک مشاهدۀ مشارکتی در مجتمع قضایی خانواده (۲) تهران، بررسی اسناد قانونی و پروندههای قضایی، در کنار تحلیل مضمون مصاحبههای عمیق صورتگرفته با بیست نفر از کسانی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم با این پدیده آشنایی داشتند بیانگر آن است که علیرغم تاکید نظام حقوقی بر برقراری نظم در جامعه؛ با بدلشدن قانون به فرمی فاقد محتوای اجتماعی، نظام حقوقی تاخری نسبت به نظم اجتماعی پیدا کرده است. و در نتیجه با استیفانشدن حقوق افراد از مجرای نهادهای اجتماعی که قرار است برآورندۀ نیازهای آنان به گونهای مشروع باشند؛ نظام حقوقی در جایگاه مهمترین نهاد اجتماعی فینفسه برسازندۀ نظم بحرانی میشود.