تبیین استعاری تخیّل جامعهشناختی آنتونی گیدنز بر اساس نظریۀ تلفیق مفهومی
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی دانشگاه گیلان
doi
10.22059/jsr.2021.84521چکیده
اندیشۀ تلفیقی نقش عمدهای در خلق مفاهیم جدید و بسط استعاریِ چشماندازهای نوین دارد. هدف این مقاله تبیین استعاری از تخیّل جامعهشناختی آنتونی گیدنز بر پایۀ نظریۀ تلفیق مفهومی است. با مطالعه در آثار گیدنز استعارههای عمدۀ وی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و الگوی «روند تشخیص استعاره» استخراج و تحلیل شدند. بنیاد اصلی زبان استعاری در اندیشۀ گیدنز، استعارههای تلفیقی است. او با تبدیل و ترکیب مفاهیم، به استعارههای جدیدی دست یافته است. وی در نظریۀ ساختیابی با استفاده از استعارههای تلفیقی و هستیشناختی، علاوه بر سازماندهی نهادها در راستای زمان و مکان بر تلفیق ساختار و عاملیت تأکید میکند. گیدنز در تداوم نگاه تلفیقی در سطح معرفتشناختی معتقد است، زبان صرفاً ابزار تحلیل نیست بلکه خود بخشی از کنش اجتماعی محسوب میشود. در سطح روششناختی نیز قایل به آمیختگی روشهای کمّی و کیفی است. گیدنز براین باور است که زندگی اجتماعی انسان مدرن ماهیت ساعتوارگی دارد و آنچه موتور محرکۀ دنیای مدرن را تشکیل میدهد شتاب بیسابقۀ تغییرات در سطوح مختلف فردی و اجتماعی است. وی توصیف مجددی از جهان نوین ارایه نمود و آن را با استعارۀ جاگنات(گردونه خردکننده) «اینهمانی» کرده و با استعارۀ ژانوسی[1] ادغام و مفهومسازی کرده است که بهطور توأمان دارای پیامدهای مثبت و منفی است. 2 Ianus