درام‌های فرودستان حاشیه‌نشین: زیستن در میانه خشونت و رنج (مورد مطالعه نایسر سنندج)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه

2 کارشناس پژوهشی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsr.2021.84522
چکیده

زیست حاشیه‎نشینان شهری زیر سیطره گفتمان آسیب‌شناختی قرار گرفته است. پژوهش حاضر می‌کوشد با تکیه بر تجارب زیسته ساکنان محلی نایسر از زندگی در این ناحیه منفصل شهری در پی شناخت زیست آنان با تاکید بر روایت‌های خودشان برآید و در پی عدول از گفتمان آسیب‌شناختی قرار گیرد. محققین با هدف شناخت، توصیف و تشریح این امر از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی تفسیری استفاده کرده‌اند. مشارکت‌کنندگان در مصاحبه 32 نفر از ساکنان نایسر هستند که تحت مصاحبه عمیق و نیمه‌ساختاریافته قرار گرفتند. یافته‌های حاصل از توصیف و روایت تجربه زیسته ساکنان شامل 7 مقوله اصلی است: تجربه طرد و اضمحلال اجتماعی، تنش‌های چندوجهی و خشونت روزمره، احساس فقر مزمن، تعلیق تعلق از احساس شرم فضایی، زیست نسیه‌ای-عاریتی، خیریه‌ای شدن بقا، انسان‌زدایی فضایی و زوال زندگی. یافته‌ها نشان می‌دهد که وضعیت حاکم بر نایسر و تجربه زیسته ساکنان آن در این ناحیه، بیش از آنکه حاصل انتخاب فردی باشد در پیوند با مکانیسم و منطق روابط نیروها بوده که نایسر را تولید و بازتولید می‌کنند. در گفتمان حاکم (آسیب‌شناختی) مکانیسم قدرت و روابط نیروها کنار گذاشته شده است. در حالی که جهان زیست حاشیه‌نشینان را باید در پیوند با نیروها و مکانیزم‌هایی خواند که این وضعیت را تولید و بازتولید می‌کند. ساکنان روایتی درام از تجربه زیسته خود داشتند که ناشی از زوال زندگی اجتماعی و خشونت ساختاری است که روزانه تجربه می‌کنند و منجر به طرد آنان از زیست جامعه می‌شود. قدر مسلم این است که این وضعیت و این تجارب زیسته، امری طبیعی نیست و نباید اپوخه شود. 2 Ianus

کلیدواژه‌ها