مقایسه اثربخشی آموزش ارتباط مؤثر و تفکر انتقادی بر خودتنظیمی هیجانی و اضطراب اجتماعی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان بجنورد در سال 1398
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران.
2 دانشیار گروه روانشناسی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران
3 استادیار، گروه روانشناسی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران.
4 استادیار، گروه روانشناسی، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران.
doi
10.22123/chj.2022.272025.1671چکیده
مقدمه: تداوم روابط بین فردی سالم و پویا نیازمند یادگیری مهارتهای اجتماعی است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش ارتباط مؤثر و تفکر انتقادی بر خودتنظیمی هیجانی و اضطراب اجتماعی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان بجنورد بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر شبهآزمایشی از نوع پیشآزمون، پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، کلیه دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر بجنورد در سال تحصیلی 98-1397 بودند. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای، 45 نفر انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه 15 نفره قرار گرفتند. گروه آزمایش، در 8 جلسه 90 دقیقهای (هفتهای یک جلسه) آموزش مهارتهای ارتباط مؤثر و 8 جلسه 90 دقیقهای (هفتهای یک جلسه) آموزش تفکر انتقادی شرکت کردند. در گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. پرسشنامههای اضطراب اجتماعی نوجوانان LaGerca و همکاران (1998) و خودتنظیمی عاطفی Marschark و همکاران (2004) قبل و بعد از اجرای مداخله در مورد آنها اجرا شد. دادهها با استفاده از آنالیز کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد در مقایسه درونگروهی، دو روش آموزش مهارتهای ارتباط مؤثر و آموزش تفکر انتقادی موجب افزایش خودتنظیمی هیجانی و کاهش اضطراب اجتماعی در مرحله پسآزمون شدند (05/0p<) و بین اثربخشی این دو روش آموزشی تفاوت معنیداری وجود نداشت (05/0p>). نتیجه گیری: بنا بر نتایج پژوهش حاضر، میتوان آموزش مهارتهای ارتباط مؤثر و آموزش تفکر انتقادی را به عنوان روشی کارآمد در افزایش خودتنظیمی هیجانی و کاهش اضطراب اجتماعی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه دارای این مشکلات توصیه نمود.