کرونا و الگوی عقلانی جامعۀ جهانی: تحلیلی بر اساس رویکرد سیستمی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران
doi
10.22059/jsr.2021.84525چکیده
بحرانهایی که با ربط غیرمستقیم به بیماری کرونا پدید آمدند با آشکار ساختن ضعفهای ساختاری، چالشهای زیادی ایجاد کردند بهویژه چالش در برابر این نظر که بهترین موقعیت و راهکار برای استقرار نظم و صلح در جهان، رهبری یک امپراتور جهانی و اِعمال یک سیستم واحد است. جهان بحرانزده بینظمتر از همیشه چهرۀ امپراتوری جدید را به این صورت به نمایش گذاشت: یک کاپیتالیسم جهانی با ارزشهای نئولیبرالی و با صنعتگرایی و جهانی فاقد ارزشهای جهانی که همواره در قالب یک ادبیات آرمانگرایانه برای جلوگیری از جنگ، تأمین صلح، ایجاد رفاه، برابری، وحدت و برای حل مشکلات تبلیغ شده است. اما دغدغۀ اصلی آن کنترل و مدیریت روابط اجتماعی-تکنولوژی از مرکز جامعۀ جهانی برای حفظ سلسلهمراتب بوده است. خروج از سازمان بهداشت جهانی، عدم شفافسازی اطلاعاتی در زمینۀ جهش ویروس و مواردی دیگر همچون محرومسازی برخی کشورها از دریافت واکسن و دارو و غیره، هرگز نمیتواند نوعی ارزش جهانی قلمداد شود. این رفتار جامعۀ جهانی از آنجا که از نظم و قانون و ارزش بیبهره است تحت هیچنوع عقلانیت سیستمیک و حتی سیستماتیکی قرار نمیگیرد و میتوان گفت جامعۀ جهانی تنها در محدودهای از آنچه به نفع کاپیتالیسم و نئولیبرالیسم است روابط اجتماعی را جهانی یا عقلانیسازی کرده است. در بحبوحۀ بحران، بینظمی و رفتارهای نوپدید میتوانند مؤلفههای مناسبی باشند برای پی بردن به ضعفهای پروژۀ جهانیسازی و تخریبهایی که میتوانند نوعی تکامل برنامهریزیشده ایجاد کنند. در این مقاله با شرح و تبیین گوشهای از نظریۀ سیستمهای اجتماعی تلاش شده است تصویر روشنتری از الگوی عقلانیِ جامعۀ جهانی عرضه شود.