تبیین ارتباط کلیشههای جنسیتی با طلاق عاطفی زنان متأهل بندرعباس
نویسندگان
1 گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 گروه علوم اجتماعی واحد تهران شرق، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه علوم ارتباطات واحد تهران مرکزی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22059/jsr.2021.92255چکیده
کلیشههای جنسیتی از مهمترین عناصر فرهنگی است که ابعاد فردی و اجتماعی زندگی اشخاص را تحت تأثیر قرار میدهد. به نظر میرسد این کلیشهها حتی در ثبات زندگی زناشویی نیز نقش بهسزایی ایفا میکنند. این پژوهش درصدد بررسی ارتباط میان کلیشههای جنسیتی و طلاق عاطفی در میان زنان متأهل شهر بندرعباس است. مبنای نظری این پژوهش نظریههای استرنبرگ در رابطه با مثلتث عشقی بوده است. در این راستا 400 زن متأهل از شهر بندرعباس در دو مرحله و با استفاده از نمونهگیری تصادفی ساده (انتخاب محله از هر منطقه) و نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب با حجم (درصد خانوارهای ساکن در هر منطقه نسبت به کل خانوارها) بهعنوان نمونه انتخاب شدند. این پژوهش به روش پیمایش انجام شده و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری دادهها استفاده شده است. روایی پرسشنامه به شیوۀ صوری و از طریق مرور ادبیات و ارزیابی خبرگان تامین شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج بهدستآمده نشان میدهد 4/36 درصد از زنان دارای طلاق عاطفیِ کم، نگرشی کلیشهای به جنسیت دارند و 6/63 از آنها نگاهی غیرکلیشهای؛ زنان دارای طلاق عاطفیِ متوسط، 60 درصد نگرش کلیشهای به جنسیت دارند و 40 درصد نگرش غیرکلیشهای؛ این نسبت برای زنان با طلاق عاطفی شدید 7/69 به 3/30 است. نتایج آزمون تی، حاکی از وجود تفاوت معنادار بین دو گروه زنان است: زنان با نگرش کلیشهای به جنسیت، طلاق عاطفی بیشتری نسبت به زنان با نگرش غیرکلیشهای دارند. نتایج رگرسیون نیز نشاندهندۀ رابطۀ معنادار مثبت و مستقیم بین دو متغیر است: با هر واحد افزایش در متغیر مستقل نگرش جنسیتی، 1/20 درصد به میزان طلاق عاطفی افزوده میشود. بنابراین، هر چه نگرش جنسیتی زنان کلیشهایتر باشد، میزان طلاق عاطفی در آنها بیشتر است.