تحلیل گذار مسئله اجتماعی تا آسیب اجتماعی در دوران اسطورهای ایران باستان به روایت شاهنامه
نویسندگان
1 گروه جامعهشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی، گروه جامعهشناسی، واحد تهران مرکزی ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه جامعهشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22059/jsr.2021.84527چکیده
بنیادیترین هدف نگارنده تبیین جامعهشناختی مسائل اجتماعی در تاریخ ایران به روایت شاهنامه و شناخت درک تفسیری انسان در موقعیت دیالکتیکی خود و جامعه و شیوه خلق موقعیتهای جدید است، اینکه چالشهای زندگی در جامعه چگونه به فرصتی برای پویایی رشد یا آسیب اجتماعی تبدیل میشود. برای یافتن پاسخ و مطالعه زندگی گروهی و رفتار بشری رویکردی واقعگرایانه یا به قول بلومر «فرود به زمین» بکار بستیم چون دستیابی به معنا و تفسیر ذهنی جامعه اسطورهای موردنظر فردوسی در شاهنامه از مفهوم آسیب و مسئله اجتماعی به این روش امکانپذیر است، بدین ترتیب پس از بررسی متن شاهنامه و شرحهایی که در این زمینه موجود است بر اساس تکنیکهای کدبندی اقدام به این کار و مقولهبندی مفاهیم نمودیم، بر اساس کدبندیها دریافتیم که در روایت فردوسی از شاهنامه همواره به فرایند دیالکتیکی انسان در حل چالشهای زندگی توجه شده و همین مسئله سبب شکلگیری جوامع گردیده است و ساختارهایی که از درون خود موجب نابرابری و تضاد شدهاند، در شاهنامه زمان، خرد، دین، ایدئولوژی و تعاملات اجتماعی در برخورد با مسائل بسیار تأثیرگذار است و هرگاه مجموعه عوامل موجب تسهیل گفتمان و مطالبهگری در جامعه بوده مسائل اجتماعی تبدیل به رهیافتی برای رسیدن به جامعه پویا و در غیر این صورت موجب تعارض، شکست و آسیبهای اجتماعی گردیده است این تقابل در حوزه ستاندهها یا طبقه فرودست با طبقه فرادست در شاهنامه بهوضوح قابلدرک است.