اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، نگرشهای ناکارآمد و تابآوری در زنان مبتلا به افسردگی اساسی شهر ساری در سال 1398
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی عمومی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.
2 استاد، گروه روانشناسی عمومی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.
3 استادیار، گروه روانشناسی عمومی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.
doi
10.22123/chj.2022.244567.1566چکیده
مقدمه: اختلال افسردگی اساسی از رایجترین اختلالات روانشناختی است که با متأثر ساختن عملکرد فرد، عوارض منفی متعددی را به دنبال دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، نگرشهای ناکارآمد و تابآوری در زنان مبتلا به افسردگی اساسی انجام شد. مواد و روش ها: اﻳﻦ مطالعه از ﻧﻮع نیمهتجربی است. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به افسردگی اساسی مراجعهکننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر ساری در سال 1398 بود که بر اساس معیارهای ورود، تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. 8 جلسه آموزش درمان مبتنی بر شفقت توسط پژوهشگر آموزشدیده برای گروه آزمایش برگزار گردید. برای گروه کنترل مداخلهای انجام نشد. دادهها توسط پرسشنامههای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، مقیاس نگرشهای ناکارآمد و پرسشنامه تابآوری جمعآوری و با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته همراه با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت در افزایش راهبردهای تنظیم هیجان سازگارانه و تابآوری و کاهش نگرشهای ناکارآمد در زنان مبتلا به افسردگی اساسی اثربخشی معنیدار دارد (001/0p<). نتیجه گیری: طبق نتایج حاصل از این مطالعه، راهبردهای تنظیم هیجان، نگرشهای ناکارآمد و تابآوری در افراد مبتلا به افسردگی اساسی از طریق درمان مبتنی بر شفقت قابل اصلاح است.