مطالعۀ انتقادی کثرت‏ گرایی و برخی نظریات کثرت‏ گرا در حوزۀ مبانی فلسفی مسئولیت مدنی

نویسندگان

1 دانش ‏آموخته دکتری حقوق خصوصی، گروه حقوق، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی (ره)، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی(ره)، تهران، ایران.

doi
10.22059/jcl.2022.340273.634327
چکیده

آیا نظریات وحدت‏گرا در حوزۀ مبانی فلسفی مسئولیت مدنی از قبیل عدالت اصلاحی، عدالت توزیعی و بازدارندگی بهینه می‏‏توانند پاسخگوی تنوعِ موقعیت‏‏هایی باشند که مسئولیت مدنی امروزه با آن روبروست؟ به‏نظر می‏رسد پاسخ منفی است. نظریات وحدت‏گرا سعی دارند از دید توصیفی کلیۀ مقررات حقوق مسئولیت مدنی را مبتنی بر یک منطق واحد نشان دهند و از دید هنجاری تلاش دارند تا سوگیری کلیۀ قوانین را به‏‏ سمت همان منطق واحد تضمین نمایند. این امر با توجه به موقعیت‏‏های بسیار متنوعی که حقوق مسئولیت مدنی امروزه باید در آنها اِعمال شود، مشکلات عدیده‏‏ای فراروی این نظریات می‏‏نهد، به‏نحوی که اتخاذ رویکرد وحدت‏گرا را عقلاً و عملاً ممتنع و عمل به کثرت‏گرایی را چاره‏‏ای منحصر نشان می‏‏دهد. در این مقاله ضمن بیان دلایل و مبانی کثرت‏گرایی حقوقی در حوزۀ مبانی فلسفی مسئولیت مدنی، چهار نظریۀ عمده از فیلسوفان حقوقی کثرت‏گرا، ابتدا تبیین شده و سپس مورد بررسی انتقادی قرار گرفته است. هرکدام از نظریه‏های ارائه‏‏شده ضمن اینکه واجد ارزش‏‏هایی در راستای نیل به یک نظریۀ‏ مطلوب کثرت‏گرا بودند، اما دچار برخی ایراداتِ بعضاً بنیادین‏‏اند که انتخاب آنها را به‏عنوان یک نظریۀ منسجم و کارا با دشواری مواجه می‏‏نماید. نویسندگان این مقاله ضمن تأیید مبنای کثرت‏گرایی و پذیرش ایرادات وارد بر رویکردهای کثرت‏گرای موجود، ارائۀ نظریۀ کارا و منسجم مبتنی بر کثرت‏گرایی در حوزۀ فلسفۀ مسئولیت مدنی را ناممکن نمی‏‏دانند. نگارندگان در پایان، طرح کلی چنین پیشنهادی را ارائه کرده، تشریح و تبیین آن را به مقاله‏ای دیگر واگذار نموده‏اند که در آیندۀ نزدیک به جامعۀ حقوقی کشورمان تقدیم خواهد شد.