انسان بدهکار و بدهی اجتماعی در ایران بعد از جنگ؛ تجربۀ تعدیل ساختاری

نویسندگان

1 مدرس دانشگاه تربیت مدرس ودپارتمان جامعه شناسی

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی دانشگاه علم و فرهنگ تهران

doi
10.22059/jsr.2021.81421
چکیده

قصد دارم در این پژوهش بر روی شکل یافتنِ کردارها و کنش‌ها، اخلاقیات، جنبه‌های وجودیِ افراد و نظم‌پذیری‌شان در بسترِ بدهی‌های اجتماعی ایرانِ بعد از جنگ متمرکز شوم تا شاید از این رهگذر بتوانم نظمِ اجتماعیِ برساخت‌شده و همزمان برسازندۀ وضعیتِ نئولیبرال در دورانِ معاصر را تشریح و تبیین کنم. عمدۀ پژوهش‌هایی که دربارۀ اقتصادِ ایران صورت گرفته تنها به توضیحِ برهه‌های مختلفِ اقتصادی در حکومت‌ها یا دولت‌ها و نهایتاٌ تأثیر آن بر معیشت و احوالاتِ صرفاٌ اقتصادیِ مردمِ آن دوره تاکید گذاشته‌اند، و کم‌تر مسئله را به گونه‌ای در نسبت با نحوۀ ساخت‌یابیِ انسان‌ها و انتظامِ اجتماعی و رابطۀ بین مناسبات اقتصادی و پیدایشِ سوژه‌های مربوط به آن وضعیت مطرح می‌کنند. به نظر می‌رسد که حکومتمندی و خلقِ سوژه‌ها در مناسباتی مشخص از وضعیتِ بدهکارسازی، نقشی اساسی در بازتولید و حفظ و تحکیمِ همان مناسبات دارند و تنها به میانجیِ آگاهی از وجوهِ انضمامیِ انسانِ موجود در آن وضعیت، یا دستِ کم پررنگ کردنِ لحظاتی از این وجوه است که می‌توان به درکی سنجش‌گرانه و انتقادی از وضعِ انسانِ معاصر رسید. در این پژوهش سعی دارم تا ضرورتِ گفته شده در سطورِ پیش را به کار ببندم و تلاش کنم تا نظمِ جدیدِ اجتماعی، مسئلۀ حکومتنمدی و تولیدِ سوژه‌های متناسب با وضعیت، و همچنین شرایط امکانِ بازتولیدِ روابط تولید-قدرت را در بسترِ سیاست‌های اقتصادیِ ایرانِ بعد از جنگ به پرسشِ اصلیِ این پژوهش بدل کنم.